نقش و تأثیر ترکیب بندی مناسب در طراحی گرافیک-بخش دوم

نقش و تأثیر ترکیب بندی مناسب در طراحی گرافیک-بخش دوم

در بخش اول از این گفتار با عنوان نقش و تأثیر ترکیب بندی مناسب در طراحی گرافیک ، توضیحات کلی در باره طراحی گرافیک، القای پیام تصویری در ایجاد یک ترکیب بندی مناسب ، عناصر ابزار اطلاعاتی و ۳ مورد از موارد چگونگی هماهنگی حروف و نوشته در تابلو ارائه گردید. در این بخش ادامه مطالب را پی می گیریم.

 تأثیر ترکیب بندی مناسب در طراحی گرافیک

۴- رنگ حروف :

ایجاد یک کنتراست مناسب ، تأثیر فراوانی در خوانایی متون یک تابلو به جای خواهد گذاشت .

 ۵- قابل رؤیت بودن حروف :

حروف متن تابلو باید در یک زمان خاص دیده و خوانده شوند که ممکن است، بسته به نوع طراحی، سریع یا دیر خوانده شوند . چنانچه سرعت خواندن و تشخیص نوشته ها ضروری باشد باید در اندازه حروف دقت کافی مبذول داشت. در استفاده یا در موارد خاص طراحی حروف، باید به مسائلی چون میزان سواد و سن مخاطب توجه کرد .

۶- عوامل مؤثر در خوانایی حروف :

این عوامل را می توان به پنج بخش تقسیم کرد : اندازه و وزن ، ضخامت ، کنتراست یا زمینه ، عدم فشردگی ، پیوستگی عناوین با متن .

ج) نشانه :

نشانه تصویر ، کلمه و نام است که ساده ، مختصر و مفید می باشد و بر دو گونه است : نشانه های تصویری و نشانه های نوشتاری .

۱- نشانه های تصویری؛

الف -تصاویری که مفهوم نمادین آن ها با موضوع رابطه غیرمستقیم دارد و تصویر موضوع را به ذهن متبادر می کند. مثل تصویر سیمرغ و پرنده برای آژانس های هواپیمایی مسافرتی .

ب –تصاویری که مفهوم نمادین آن ها با موضوع رابطه مستقیم دارد، مثل تصویر کتاب برای یک کتابفروشی.

ج- تصاویری که مفهوم نمادین آن ها با موضوع نه ارتباط مستقیم و نه غیرمستقیم دارد و انتخاب آن ها به عنوان نشانه ، نمایشی از بستگی موضوع با دیرینگی امنیتی یا ملی تصویر است ، مثل انتخاب نقوش بومی و ملی برای نشانه ها .

د- تصاویری که به صورت مجرد و انتزاعی که ابتدا حاوی مفهوم و اشاره نیستند ، بلکه پس از انتخاب به عنوان نشانه ، به تدریج مفهوم را در بر می گیرند .

۲– نشانه های نوشتاری : این نشانه ها به جای تصویر در طراحی شان از حروف استفاده می شود و دو قسم دارند : مونوگرام ها که نشانه هایی هستند که با حروف اول نام موضوع طراحی می شوند و لوگوتایپ ها که نشانه هایی هستند که در آن ها نام کامل موضوع طراحی می شود .

– وسایل انتقال: وسایل انتقال ، عناصر بصری هستند که کلیه آثار تجسمی را قابل رؤیت می کنند و عبارتند از : نقطه ، خط ، سطح ، حجم ، شکل ، بافت ، سایه روشن ، رنگ ، مقیاس و حرکت . این عناصر ، ماده خام تمام اخبار بصری هستند و به شکل های مختلف باهم ترکیب می شوند . انتخاب این عناصر و طرز تأکید بر برخی از آن ها در یک اثر بستگی به ساخت و نوع کار دارد. یک اثر بصری مثل تابلو را می توان از زوایای مختلف بررسی کرد. ولی بهترین شیوه برای درک اثر، تجزیه آن به عناصر تشکیل دهنده اولیه آن است. این عمل، فهم ما را از یک کار بصری بسیار عمیق تر می کند و نیز برای تجسم اولیه یک تصویر و تعبیر و تفسیر آن از طرف بیننده سودمند است. عناصر بصری جهت ایجاد وحدت و همبستگی در یک اثر می توانند مؤثر واقع شوند و بدین منظور نیاز به اجزای تشکیل دهنده ای دارند که کیفیت مطلوب را ایجاد نمایندو عبارتند از : ریتم ، تعادل ، کشش و . . .

نقطه : ساده ترین و تجزیه ناپذیرترین عنصر در ارتباط بصری است که معمولی ترین شکل آن، گرد است. نقطه در هر موقعیت مکانی، چشم را شدیداً به خود جذب می کند. چند نقطه خاصیت اتصال دارد و به عبارتی، چشم را راهنمایی می کند .

خط : اگر تعداد نقاط بسیار زیاد باشد و با هم ترکیب شوند و قابل تشخیص به صورت فردی نباشند به خط تبدیل می شوند. خط از اثر حرکت ابزارهایی مثل روی صفحه بوجود می آید که دارای طول، عرض یا ارتفاع می باشد. خط دارای جهت ، هدف ، توان و انرژی زیاد است و ساکن نیست . خطوط، محیط و حدود تصویر را تعیین می کند که داخل سطح ایجاد می شود .

شکل : از به هم پیوستن خطوط و سطح ایجاد می شود . اشکال سه گونه اصلی دارند : مربع ، مثلث و دایره ، که هر یک از حالات ویژگی های خاص خود را دارند . از ترکیب این سه گونه اصلی، کلیه شکل های موجود را می توان ساخت .

– حجم : حجم شکلی است دارای سه بعد که از پیوستن سطوح در فضا حاصل می شود .

مقیاس : اندازه شکل ها را نسبت به هم مقیاس یا اشل می گویند. تمام عناصر بصری می توانند تأثیر یکدیگر را تعدیل کرده و تغییر دهند و مهم ترین عامل آن مقیاس است. درواقع عنصری کوچک به نظر می آید که در مجاورت عنصری بزرگ قرار بگیرد. نتایج بصری حاصل از مقیاس مطلق نیستند و به آسانی تغییر می کنند .

– حرکت : عنصر بصری حرکت، بیشتر به طور کاذب در صفحه دو بعدی طراحی می شود و در واقع صورت حقیقی ندارد و می توان با عواملی چون ریتم و آهنگ در ترکیب بندی، حالت حرکت را القا کرد.

  رنگ : رنگ ها علاوه بر تأثیر بصری ، دارای اثرات روانی شایانی هم می باشند . جوامع با توجه به فرهنگ و موضوعاتی که در اطراف آن ها وجود دارد، هر رنگی را به عنوان سمبل برای موضوعی محسوب می کنند . این سمبل ها دارای مفاهیمی هستند که در هر جامعه ای براساس فرهنگ و ساختار فکری آنان از رنگ پی ریزی می شود .انتخاب رنگ عموماً در این مورد به گونه ای صورت می گیرد که تابلوها از فواصل دور ، گیرا و جذاب به نظر برسند و از رنگ هایی که در مقابل هم ایجاد کنتراست می کنند، استفاده بیشتری می شود . مثل سیاه و سفید ، زرد و آبی ، سرمه ای و نارنجی و . . . قطع اثر در ارائه رنگ آن بسیار مؤثر است. اصولاً شلوغ بودن اثر از نظر رنگی به خصوص از فواصل دور، رساندن پیام را دشوار و گاهی نامفهوم می نماید و بیننده ای که در حال راه رفتن یا در داخل وسیله نقلیه قرار دارد، فرصت چندانی برای تأمل و دقت در ساختار و درک پیام را نخواهد داشت. در صورتی که بخواهیم بنا به هر دلیلی شلوغی رنگ داشته باشیم باید با علامت یا فلشی، توجه مخاطب را به محتوا پیام اصلی جلب کنیم . البته این علامت در قالب اشارات رنگی به کار خواهد رفت نه به طور واضح و آشکار . این موضوع و بکارگیری آن دارای تکنیک ها و روش های گوناگونی است که به مهارت و تجربه طراح بستگی خواهد داشت . سطح رنگ ، در بیشتر موارد ، هرچه گسترده تر باشد ، دارای تأثیر گذاری بیشتری خواهد بود و به همین سبب است که اکثر آگهی ها را کنار هم روی دیوار می چسبانند .

 مرتضی فاتحی کارشناس طراحی صنعتی

لینک منبع 

گردآوری شده توسط شبکه پذیرش آگهی

این مطلب را به اشتراک بگذار