اثرات خوب و بد رقابت برای کسب و کارهای کوچک و بزرگ

اثرات خوب و بد رقابت برای کسب و کارهای کوچک و بزرگ

رقابت به شدت دنیای امروز ما را تحت تأثیر خود قرار داده است و چه بخواهیم یا نخواهیم به هر حال کار خودش را می کند و اثرات خوب و بد رقابت بر فعالیت ها و روابط و وابستگی های ما اثرگذار بوده و هست؛ همچنان که در گذشته و حال این چنین بوده و در آینده این چنین خواهد بود. به هر حال رقابت چیزی است که . . . به نوعی ما را شکل داده و به وضعیت فعلی رسانده است. اما باید دید آیا رقابت برای کسب و کارها مفید است یا خیر؟

آیا می توان گفت آنقدر که برای مصرف کننده خوب است، برای کسب و کارها بد است؟ آیا غیر از این است که بازتاب فشار های وارده بر کسب و کارها در نهایت به نوعی به مصرف کننده انتقال پیدا می کند؟ اما چیزی که در ظاهر قطعی به نظر می رسد این است که رقابت برای کسب و کارهای کوچک در حوزه هایی مانند هزینه کارگران، تولید و دیگر فاکتورهای مرتبط به قیمت تا حدود زیادی به صورت منفی وارد می شود.

 اثرات خوب و بد رقابت برای کسب و کارها

مبارزه کسب و کارهای کوچک

امروزه رقابت برای کسب و کارهای کوچک به دلیل شرایط اقتصاد جهانی و همچنین رقابت جهانی شرایط بسیار سختی را ایجاد کرده است، چرا که فرصت های بیشماری برای استخدام، خرید و فروش در بازار جهانی مهیا بوده و این کسب و کارها دیگر محدود به یک بازار بسته نیستند. به همین منظور این کسب و کارها در تلاش برای کسب سود در محدود خدمات و تجارت خود باید با کسب و کارها و بازارهای مختلف دیگری روبرو باشند و فاکتورهای بسیار زیاد دیگری را مد نظر قرار دهند. یکی از این چالش ها که کسب و کارهای کوچک در برابر کسب و کارهای بزرگ با آن روبرو هستند، فرصت برون سپاری کارهای کارکنان است که شرکت های بزرگ به راحتی می توانند کارکنانی را از خارج کشور خود با حقوق های بسیار پایین تر بدست بیاورند، اما این فرصت برای کسب و کارهای کوچک در مقایسه با امکانات و اختیارات آنها ممکن نیست. همچنین کسب و کارهای کوچک دارای نقدینگی و قدرت مالی قابل قبولی مانند کسب و کارهای بزرگ تر برای رشد و توسعه خود در اختیار ندارند.

یکی از مثال های بارز کسب و کارهای واقع در ایالات متحده آمریکا است که بسیاری از اقلام و نیروی کار خود را از داخل کشور چین بدست می آورند، جایی که نیروی کار به مراتب ارزان تری داشته و با قیمت پایین تر قادر به تولید حجم بالاتری از محصول هستند. در کنار این موضوع باید به مسئله مالیات دولت هم توجه کرد که کسب و کارهای بزرگ اصولاً دارای قدرت چانه زنی بالاتری نسبت به کسب و کارهای کوچک تر هستند.

مسئله دیگر موضوع رقابت در شرایط رکود اقتصادی است. زمانی که وضعیت اقتصاد نابسمان می شود، کسب و کارهای کوچک بسیار زیادی از بین مردمی سر در می آورد که بجای بیکاری ترجیح می دهند خودشان برای خود کسب و کاری را سر و سامان دهند. شکی نیست که این کسب و کارها در تلاش برای ایجاد درآمد ایجاد می شوند و یکی از جنبه های آنها در شرایط بد اقتصادی تلاش برای صرفه جویی در هر میزان پول و سرمایه ای است که در اختیار دارند و برای این کار تن به دریافت پول کمتر در ازاء کار، خدمات و کالاهای ارزان و بی کیفیت می دهند. این موضوع باعث می شود که در مجموع سود بالقوه قابل وصول در هر صنعت بین کسب و کارهای مختلف تقسیم شده و به مراتب شرایط بقاء برای کسب و کارهای کوچک سخت تر شود. از طرف دیگر در این شرایط مردمی که برای رفع نیازهای خود باید پول در اختیار خود را هزینه کنند نیز دست به خساست بیشتری در خرید های خود می زنند. در نتیجه این موضوع هم جریان درآمدی یک کسب و کار را تحت تأثیر قرار می دهد. با وجود تمام این اشکال مختلف از رقابت کسب و کارها پیوسته به منظور کسب سود باید قیمت های خود را کاهش دهند. بنابراین شرایط بد اقتصادی یکی از بدترین سناریوها برای کسب و کارهای کوچک برای تلاش جهت رسیدن به نقطه سر به سر خودشان است.

رسیدن به نقطه سر به سر همیشه ممکن نیست و برخی اوقات ضرر رقابتی حاصل می شود. ضرر رقابتی در واقع مفهومی است که برخی از کسب و کارها، خصوصاً کسب و کارهای کوچک با وجود سعی و تلاش زیاد باز هم دچار آن می شوند. بهترین شیوه برای تفهیم این مفهوم آوردن مثال یک قایق پارویی است که شما آن را با سعی و تلاش خود می خواهید به بالای رودخانه هدایت کنید، اما علیرغم سعی و تلاش بسیار زیاد، چون بر خلاف جریان آب پارو می زنید، باز هم میزان رشد و حرکت اندک شما توسط فشار آب خنثی شده و ذره ذره به سمت پایین رودخانه حرکت می کنید. حادث شدن این شرایط در واقع به دلیل وجود دیگر شرکت های بزرگ تر است که بطور بالقوه قادر به خارج کردن شرکت های کوچک تر از بازار هستند و البته بسیاری اوقات دست به چنین کارهایی هم می زنند. بسیاری از مواردی که شرکت های بزرگ تر با توسل به آنها اقدام به بیرون راندن شرکت های کوچک تر می کنند، پاداش ها و مزایای تشویقی است که برای مشتریان خود در ازاء خرید از خودشان ارائه می کنند و البته شرکت های کوچک تر هم قدرت رقابت کردن با آنها را ندارند. فاکتورهای اثر گذار در این رابطه اطلاعات بد و غلط و مفاهیم اشتباه است. البته با لحاظ کردن دست برتر کسب و کار های کوچک در نشان دادن انعطاف در برخورد با مشتریان بزرگ تر، باید به این نکته هم اشاره داشت که این کسب و کارها باز هم قادر به کنار آمدن با از دست دادن بخشی از سرمایه اولیه خود در مقابل دیگر کسب و کارهای بزرگ نیستند.

از دیگر عواملی که می تواند به ضرر رقابتی دامن بزند نیز قیمت های کم و تخفیف های قابل توجهی است که توسط کسب و کارهای بزرگ تر ارائه می شود. عموماً توصیه می شود که حتی کسب و کارهای بزرگ هم در برنامه ریزی برای این روش از مشاورین حرفه ای استفاده کنند، چرا که ممکن است در استمرار این روش بخش زیادی از سرمایه خود را از دست بدهند و از طرفی کسب و کارهای کوچک تر هم ممکن است مشتریان خود را به نفع دیگر کسب و کارهای توانا از دست بدهند.

خارج شدن از گرداب رقابت با کسب و کارهای بزرگ تر

یکی از راه‌هایی که بر اساس آن می توان از گرداب رقابت با کسب و کارهای بزرگ خارج شد حفظ تصویری خوب از خودتان در ذهن مخاطبین و مشتریان است. رقابت همه جا وجود دارد و هیچ مفر و پناهی از آن متصور نیست. در هر جنبه از زندگی روزمره ما، اثری از رقابت و قوانین بازی آن را می بینیم. بر چگونگی عمل کردن، بازاریابی و فروش محصولات و خدمات کسب و کارها تأثیر می گذاریم و در واقع یکی از فاکتورهای اساسی در تصمیم گیری های کسب و کارهای دیگر هستیم. بطور کلی و بر اساس باور عموم مردم تصور می کنند که رقابت برای هر شخص و کسب و کاری خوب و مناسب است، اما همچنان که می بینید این در واقع مسئله ای نیست که در اصل مطرح است و اثرات رقابت بر کسب و کارهای کوچک کاملاً متفاوت از باور عموم است.

لینک منبع

گردآوری‌شده توسط شبکه پذیرش آگهی

این مطلب را به اشتراک بگذار