چاپ آگهی در روزنامه های کثیر الانتشار ۴۴۱۹۵۰۰۰-۰۲۱

مطبوعات

چرا مطبوعات در آستانه‌ي 22 بهمن تعطيل بودند ؟

Posted by on 3:05 ب.ظ in مطبوعات و رسانه | دیدگاه‌ها برای چرا مطبوعات در آستانه‌ي 22 بهمن تعطيل بودند ؟ بسته هستند

چرا مطبوعات در آستانه‌ي 22 بهمن تعطيل بودند ؟

روز 21 بهمن ماه 97 ، مطبوعات در آستانه‌ي 22 بهمن تعطيل بودند ؛ اتفاقي كه بي‌شك بايد آن را يك نقيصه بزرگ براي اهالي رسانه دانست؛ همراهي روزنامه‌ها با اين تعطيلات همواره اين سوال را در ذهن ايجاد مي‌كند كه روزنامه‌ها چگونه خلأ خبر و نياز مخاطب را در اين روزها پر مي‌كنند، آن هم در شرايطي كه شبكه‌هاي اجتماعي مدام در حال به‌روز كردن خبر هستند، بايد اين سوال را پرسيد كه روزنامه‌ها چگونه مي‌توانند با اين شرايط همچنان مخاطبانشان را حفظ كنند.

  از سوي ديگر تيراژ روزنامه‌ها در روزهاي عادي به شدت پايين است؛ اگر بنا باشد روزهاي تعطيل هم مطبوعات تعطيل باشند بر روي افت تيراژ تأثير بيشتري خواهد داشت. اغلب مديران مسئول منتشر نشدن مطبوعات در ايام بين‌التعطيلي را وابسته به يكسري دلايل و ملاحظاتي مي‌دانند كه مطبوعات نيز ناگزير به اجراي آنها هستند و چاره‌اي جز تعطيلي ندارند.

     ***به پايان رسانه‌هاي نوشتاري نزديك مي‌شويم

    خبرنگار ايسنا به همين منظور در گفت‌وگويي با علي‌اكبر قاضي‌زاده استاد روزنامه‌نگاري و همچنين مديران روزنامه‌ي «آرمان امروز» و «دنياي اقتصاد» به آسيب شناسي اين اتفاق و علت تعطيلي مطبوعات پرداخته است.
علي اكبر قاضي زاده- استاد روزنامه‌نگاري درباره تعطيلي روزنامه‌ها در ايام غير تعطيل و علت اصلي اين اتفاق اظهار كرد: اين نوع تعطيلي‌ها، تعطيلي روال كشوري است و نمي‌توان كاري كرد. البته آنقدر لطمه به مطبوعات خورده است كه تعطيلي‌ها در آن گم است.

او با اعتقاد براينكه موضوع جدي‌تر از اين هاست و ما به سرعت به پايان رسانه‌هاي نوشتاري نزديك مي‌شويم، گفت: اين نكته‌اي است كه پيش از اين هم در ارتباط با آن اعلام خطر كرده ام اما هنوز نمي‌دانم كه چه بايد كرد! شايد راه آن اين باشد كه ما مطبوعاتي‌ها دوباره به اصل حرفه‌اي روزنامه‌نگاري برگرديم و دوباره بازنگري كنيم. تعطيلي‌هاي به اين شكل در اروپا و آمريكا هم اتفاق مي‌افتد اما اين نوع تعطيلات نمي تواند مانع انتشار مطبوعات شود، البته اگر مخاطب داشتيم خيلي خوب بود كه روزهاي تعطيل هم در مي‌آمديم مثلاً روزنامه‌هايي كه در حال حاضر در مي‌آيند، جمعه هم يك چاپ داشتند ولي ما وقتي در روزهاي عادي مخاطب نداريم، روزهاي تعطيل قطعاً مخاطب نداريم.

اوضاع مطبوعات خوب نیست

    اين استاد روزنامه نگاري در ادامه با بيان اينكه اصلاً اوضاع مطبوعات را خوب نمي‌داند، گفت: اين روزها قيمت تك شماره روزنامه ها، گران‌تر و گران‌تر مي‌شود، آن هم در شرايطي كه مردم قيمت ارزان را هم نمي‌خرند البته اينها همه عوامل كوچك ماجراست.

    قاضي زاده در پايان مطرح كرد: نمي‌توان گفت كه تقصير تعطيلات است كه مردم روزنامه نمي‌خرند و توجه نمي‌كنند. شايد الان بهترين موقع باشد كه مطبوعاتي ها دور هم بنشينند و فكر عاجلي بكنند يا به كلي مطبوعات را تعطيل كنند يا ادامه دهند. خيلي دلم مي‌سوزد كه بچه‌هايي كه حالا در تحريريه كار مي‌كنند آخرين نسل روزنامه نگاري حرفه‌اي مكتوب باشند. همانطور كه گفتم چشم‌انداز خوبي نمي بينم. دولت اگر مي‌خواهد كمك كند بايد زمينه‌هاي رقابت سالم مطبوعات را برقرار كند، كمك نقدي تاكنون كمكي به رونق مطبوعات نكرده است.

***چاره‌اي جز تعطيلي نداريم

    حسين عبداللهي_ مدير مسئول روزنامه «آرمان امروز» مشكل اصلي تعطيلي روزنامه‌ها را به وضعيت نامناسب اقتصادي، نبود مواد اوليه كاغذ و توجيه نبودن توزيع سراسري و همچنين تعطيلي برخي شركت‌هاي توزيع نداشتن چاپخانه براي رسانه‌ها عنوان كرد و توضيح داد: رسانه‌ها مجبورند از چاپخانه‌هاي ديگران استفاده كنند كه با اين شرايط، آنها هم در اين ايام تعطيل هستند، در حالي كه اطلاع رساني تعطيل بردار نيست. ما هم زماني كه مطبوعات تعطيل مي‌شوند هم متضرر مي شويم و هم متاسف، اما چاره‌اي نيست و دست خودمان نيست.

    عبداللهي در ادامه با ابراز تعجب از اينكه چرا دولت مشكل كاغذ را حل نمي‌كند، بيان كرد: متاسفانه هنوز سلطان كاغذ را پيدا نكرده‌ايم و مشخص نيست كه اين سلطان كاغذ با چه مشخصاتي رفته است. به هر حال همه اين موارد ضربه براي رسانه‌هاي كشور است. كشوري مي‌تواند مدعي ارتباط مردم و مسئولان باشد كه بتواند بخش رسانه‌هايش، به ويژه رسانه‌هاي مكتوب را تقويت كند.
مدير مسئول روزنامه «آرمان امروز» سپس يادآور شد: ما قصد انتشار داشتيم اما نه چاپخانه بود نه مركز توزيع بنابراين چاره اي جز تعطيلي نداشتيم. يك روزنامه خصوصي در اين وضعيت حاكم، چه كاري از دستش بر مي‌آيد؟

مشكل اصلي مطبوعات عدم توزيع كاغذ است

    عبداللهي در عين حال مشكل اصلي وضعيت نامساعد مطبوعات را توزيع كاغذ برشمرد و گفت: متاسفانه هر چه كه به پايان سال نزديك مي شويم، اين بحران كاغذ باز هم مثل گذشته تكرار مي‌شود. همچنين در بخش رسانه هاي مكتوب، دولت خيلي نيازي نمي‌بيند و همچنين دغدغه‌اي از سوي آنها براي رفع اين مسائل مطرح نيست بنابراين اين تعطيلي‌ها ضررهاي اقتصادي براي كشور دارد.

به طور كلي آنچه كه امروز دست به گريبان رسانه‌هاي مكتوب است، مشكلات اصلي مواد اوليه و در راس آن كاغذ است، همچنين توجيه پذير نبودن توزيع در مناطق شهرستان‌هايي كه از پايتخت فاصله دارند از ديگر علت‌هاي تعطيلي روزنامه‌ها است.
مدير مسئول روزنامه آرمان امروز در پايان گفت: متاسفانه در حال حاضر وزارت ارشاد معاون مطبوعاتي ندارد. البته خيلي هم براي دولت مهم نيست همانطور كه سخنگو ندارد، انگار رسانه‌ها و اطلاع رساني براي دولت مهم نيست.

     ***علت تعطيلي مطبوعات سازو كار شبكه هاي توزيع است

    عليرضا بختياري مدير مسئول روزنامه «دنياي اقتصاد» نيز تعطيلي امروز مطبوعات را مشكلات و ساز و كارهاي شبكه توزيع و چاپ مي‌داند.
اين مدير مسئول با بيان اينكه اصولاً چاپ روزنامه و توزیع آن در ايام تعطيل و بين التعطيلي با اخلال مواجه مي‌شود، مطرح كرد: اكثر چاپخانه‌هايي كه ما با آنها كار مي‌كنيم، در اين ايام تعطيل بودند. از طرفي شبكه حمل‌و نقل هم تعطيل بود و لذا عملاً توزيع امكان پذير نبود.

  بختياري ادامه داد: قطعاً اگر روزنامه‌ها مخاطب نداشته باشند يا چاپخانه‌ها تعطيل باشند، حمل درست شكل نگيرد و همچنين توزيع درست انجام نشود، روزنامه به دست مخاطب نمي رسد. بنابراين وقتي شما شبكه كامل نداشته باشي امكان رساندن روزنامه به مخاطب را هم نداري.
مدير مسئول «دنياي اقتصاد» در پايان اين گفت وگو با بيان اينكه تعطيل شدن رسانه به خود آن رسانه ضرر مي‌زند و موجب از دست دادن مخاطب مي‌شود، مطرح كرد: منتهي مي‌دانيد كه اينها همه يك چرخه كامل است و صرفاً يك رسانه تنها نيست. شبكه توزيع، بحث چاپ و ساير موارد از جمله كيوسك‌ها تاثير گذارند. بايد شبكه كامل باشد، در غير اين صورت خسارتي كه وارد مي‌شود، اول به خود رسانه ها وارد مي‌شود.

منبع: ایسنا

تاریخچه صنعت چاپ در جهان و ایران – بخش دوم

Posted by on 3:22 ب.ظ in مطبوعات و رسانه, مقالات | دیدگاه‌ها برای تاریخچه صنعت چاپ در جهان و ایران – بخش دوم بسته هستند

تاریخچه صنعت چاپ در جهان و ایران – بخش دوم

بخشی از تاریخچه صنعت چاپ در جهان و ایران ازجمله نحوه تکثیر کتاب ها پیش از اختراع صنعت چاپ، منشأ صنعت چاپ و صنعت چاپ پس از قرن دوازدهم در نوشتار پیشین بررسی شد. با ما همراه باشید تا بخش دیگری از این موضوع را دنبال کنیم.

تاریخچه صنعت چاپ در جهان

اختراع فن چاپ درحقیقت به قرن ها پیش از گوتنبرگ که نامش به عنوان مخترع چاپ در تاریخ به ثبت رسیده است، برمی­ گردد و آسوریان چند هزار سال قبل از میلاد بر خشت ­هایی از گل‌ رس مهر می‌زدند. استعمال حروف قابل انتقال نیز میان سال‌های ۱۰۵۱ و ۱۰۵۸ در چین آغاز شد. مخترع این حروف فردی به نام پی‌شنگ بود و حروف هم از گل‌رس ساخته می‌شد.

نقش گوتنبرگ در توسعه صنعت چاپ

حروف دستی و حروف قلعی که پس از آنها به کارآمد، هیچ یک رواجی نیافت، بر عکس حروف چوبی متداول شد. تا این‌که در سال ۱۴۴۰، گوتنبرگ ظاهرا بدون اطلاع از کار چینی­ ها، حروف قابل انتقال را اختراع کرد و برای هر یک از حروف الفبا یک حرف جداگانه به کار برد. حروف متحرک را چینی‌ها اختراع کردند، ولی گوتنبرگ که حرفه ­اش زرگری بود، آلیاژ مناسب برای ریخته­ گری حروف را از سرب و آنتی موآن به دست آورد سپس نسبت هر یک از این دو فلز را به گونه­ ای انتخاب کرد که حروف بیش از حد سخت و نرم نباشند. سرانجام برای مرکب چاپ هم فرمول مناسبی پیدا کرد و خلاصه با رفع موانع و حل مشکلات عمل چاپ را میسر و اجرایی کرد .

تقریبا ۲۰ سال پس از نخستین تلاش­ های گوتنبرگ در امر چاپ، این صنعت با استفاده از سطوح برجسته در ونیز، فلورانس، پاریس و لیون در حدی مختصر و محدود رواج یافت. اما دستگاه چاپ گوتنبرگ، به علت داشتن هزینه ­های بسیار زیاد فقط برای ثروتمندان قابل دسترسی بود و به همین دلیل تا مدت ­های طولانی استقبال چندانی از آن نشد. ۳۰۰ سال پس از اختراع دستگاه چاپ گوتنبرگ، نمایشنامه نویسی آلمانی به نام آلوئیس زنه فلدر، چاپ سنگی یا لیتو گرافی را در سال ۱۷۹۶ میلادی اختراع کرد. هر سنگی که متن یا تصویر با این روش روی آن نقش می ­بست، برای چاپ حدود ۷۵۰ نسخه عملکرد مطلوب داشت و پس از آن نقش روی سنگ قابل چاپ نبود .

تاریخچه صنعت چاپ در ایران

اگر چه درباره شروع چاپ سنگی در ایران روایات متعددی وجود دارد، به نظر می ­رسد چاپ سنگی را برای نخستین بار میرزا صالح شیرازی در تبریز راه اندازی کرد. میرزا صالح که از سوی دولت ایران برای فراگیری هنرهای جدید به اروپا رفته بود، در بازگشت یک دستگاه چاپ سنگی با خود به تبریز آورد که آن را در سال ۱۲۵۰ قمری راه انداخت.

چاپخانه سنگی طی مدت کوتاهی در تهران و بعد اصفهان و سپس سایر شهرهای ایران تاسیس شد و بیش از ۵۰ سال تنها روش چاپ در ایران بود و تا اواخر دوره قاجار، هر چه در ایران چاپ می­ شد، به روش چاپ سنگی بود. البته هشت سال قبل از ورود چاپ سنگی به ایران چاپ سربی نیز راه ­اندازی شده بود، ولی به علت هزینه و زحمت زیاد آن، پس از ورود چاپ سنگی­، کنار گذاشته شد و بعدها در اواخر دوره قاجار دوباره حروف سربی و استفاده از آن رایج گردید.

رواج چاپ سربی در ایران

طریقه چاپ سربی روش نسبتا ساده ­ای بود. کاغذ روی صفحه ­ای متشکل از حروف برجسته سربی و آغشته به مرکب فشرده می ­شد و بر اثر فشار، حروف بر صفحه کاغذ نقش می­ بست. حروفچینی روزنامه نیز نخست به صورت دستی انجام می­ گرفت، ولی بعدها این کار با دستگاه ­هایی که معمول ­ترین آنها «لاینو تایپ» بود، صورت پذیرفت. دستگاه حروفچینی خودکاری لاینوتایپ در سال ۱۸۸۶ میلادی ساخته شد. و بدین ترتیب سرعت چاپ به تدریج فزونی یافت. پیشرفت فناوری کم کم باعث شد دستگاه حروفچینی سربی از دور خارج شود و جای خود را به دستگاه الکترونیکی بدهد.

عده‌ای‌ آغاز تاریخچه صنعت چاپ در ایران‌ را عصر ایلخانیان‌ می‌دانند؛ برخی‌ احتمال‌ داده‌اند که‌ یهودیان‌ فارسی‌‌ زبان‌ پیش‌ از سایر گروه‌های‌ فارسی‌زبان‌ به‌ اهمیت‌ چاپ‌ کتاب‌ پی‌برده‌‌اند.

در سال ۱۶۳۹سه‌ کتاب‌ به‌ زبان‌ و خط‌ فارسی‌ از سوی‌ هیئت‌های‌ تبلیغی‌ مسیحی‌ و در باب‌ تبلیغ‌ مسیحیت‌ در لیدن‌ هلند به‌ چاپ‌ رسیده‌ و چاپخانه‌ای‌ که‌ این‌ کتاب‌ها در آن‌ چاپ‌ شده‌، ظاهراً نخستین‌ چاپخانه فارسی‌ در جهان‌ است. بر اساس‌ مدارک‌ موجود، نخستین‌ کتابی‌ که‌ در خود ایران‌ چاپ‌ شده‌، زبور داوود یا ساغموس‌ است‌ که‌ در ۱۶۳۸ به‌ زبان‌ و خط‌ ارمنی‌ در ۵۷۲ صفحه‌ در جلفای‌ اصفهان‌ و به‌ دست‌ کشیشان‌ ارمنی‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است.

آغاز صنعت چاپ توسط ارمنیان ایران

اینکه‌ ارمنیان‌، پیش‌ از دیگر گروه‌های‌ قومی‌ ـ زبانی‌ ساکن‌ ایران‌ توانسته‌اند در ایران‌ چاپخانه‌ای‌ از آن‌ خود تأسیس‌ کنند و آزادانه‌ به‌ چاپ‌ و نشر منابع‌ مسیحی‌ بپردازند و در میان‌ اقوام‌ جهان‌ مقام‌ پانزدهم‌ را از حیث‌ قدمت‌ چاپ‌ احراز کنند، دلایل‌ بسیاری‌ دارد که‌ مهم‌ترین‌ آن‌، محیط‌ آزاد و تشویق‌آمیزی‌ بود که‌ به‌ ویژه‌ شاه‌ عباس‌ اول‌ صفوی‌ و فرمانروایان‌ دیگر این‌ سلسله‌ برای‌ آنها ایجاد کرده‌ بودند.

ارمنیان‌ حدود ۳۰ سال‌ پس‌ از کوچ‌ به‌ جلفای‌ اصفهان‌، بصمه‌خانه‌ای‌ در این‌ شهر دایر و چاپ‌ کتاب‌ را آغاز کردند. براساس‌ اشاره‌های‌ سیاحان‌ خارجی‌، به‌ویژه‌ شاردن‌، شماری‌ از ایرانیان‌ در عصر صفویه‌ از کار چاپ‌ و چاپخانه‌ آگاهی‌ داشته‌ و به‌ ورود آن‌ به‌ ایران‌ شایق‌ بوده‌اند. جان‌ پینکرتون‌ و جونس‌ هنوی‌، که‌ در عصر نادرشاه‌ افشار به‌ ایران‌ سفر کرده‌اند، از جزوه‌هایی‌ صحبت‌ به‌ میان‌ آورده‌اند که‌ به‌ زبان‌ لاتینی‌ و عربی‌ چاپ‌ و منتشر می‌شده‌ است.

تحول‌ عمده‌ در صنعت چاپ‌ ایران

تحول‌ عمده‌ در فن‌ چاپ‌ و انتشار مواد چاپی‌، اعم‌ از کتاب‌، روزنامه‌ و مواد دیگر، از دوره ولایتعهدی‌ عباس‌ میرزای قاجار  آغاز شد که‌ مصادف‌ است‌ با پیامدهای‌ جنگ‌های‌ ایران‌ و روس، چاپخانه‌ای‌ که‌ بنا بر مدارک‌ فعلی‌، وجود آن‌ محرز است‌، در سال ۱۲۳۳ به‌ دست‌ آقا زین‌العابدین‌ تبریزی‌ و با حمایت‌ عباس‌ میرزا در تبریز تأسیس‌ شده‌ است.  فتح‌نامه، اثر میرزا ابوالقاسم‌ قائم‌ مقامِ فراهانی‌، تفصیلی‌ از جنگ‌های‌ ایران‌ و روس‌، ظاهراً نخستین‌ کتاب‌ فارسی‌ است‌ که‌ در ذیحجه ۱۲۳۴ در ایران‌ چاپ‌ و منتشر شده‌ است.

بررسی‌ نخستین‌ کتاب‌های‌ چاپی‌ نشان‌ می‌دهد که‌ دولت‌ وقت‌ از فناوری‌ چاپ‌ در جهت‌ مقاصد خود استفاده‌ می‌کرده‌ است‌. کتاب‌ها عمدتاً تاریخی‌، دینی‌، ادبی‌، یا در جهت‌ ترویج‌ اصول‌ بهداشتی‌، ترویج‌ جنبه‌هایی‌ از حیات‌ مدنی‌ و فرهنگ‌ زندگی‌ اجتماعی‌ جدید بوده‌ است. در سال ۱۲۴۰، حدوداً ۷ سال‌ پس‌ از تأسیس‌ چاپخانه‌ در تبریز، میرزا زین‌العابدین‌ به‌ امر فتحعلی‌شاه‌ به‌ تهران‌ احضار و به‌ تأسیس‌ چاپخانه‌ و چاپ‌ کتاب‌ مأمور شد.

ادامه دارد …

منبع: پورتال اینترنتی شرکت سهامی چاپخانه دولتی ایران

فرهنگ همگرايي در روزنامه‌نگاري چیست ؟

Posted by on 4:35 ب.ظ in مطبوعات و رسانه | دیدگاه‌ها برای فرهنگ همگرايي در روزنامه‌نگاري چیست ؟ بسته هستند

فرهنگ همگرايي در روزنامه‌نگاري چیست ؟

فرهنگ همگرايي در روزنامه‌نگاري كه مبتني است بر همكاري تعاملي و مشاركتي فزاينده، به دو صورت از بالا‌به‌پايين به‌صورت سازمان‌گرا و از پايين‌به‌بالا فرايندي مصرف‌گرا خود را نشان مي‌دهد.

همگرايي فقط يك شعار نيست، بلكه هويتِ اصلي بسياري از روندهاي متفاوت در فرهنگِ ديجيتال امروزي است.
جريان ادغام مستمر رسانه‌ها در يكديگر و نيز بين توليد و مصرفِ رسانه‌اي، پيدايش يك فرهنگ همگراي جهاني را علامت مي‌دهد كه مبتني است بر همكاري تعاملي و مشاركتي فزاينده بين بازار رسانه‌هاي حرفه‌اي و آماتور، بين افراد و رسانه‌ها و درون رسانه‌ها به‌عنوان كسب‌وكار.

همگرایی چیست؟

همگرايي فرايندي است كه از بالا‌به‌پايين به‌صورت سازمان‌گرا و از پايين‌به‌بالا فرايندي مصرف‌گرا ديده مي‌شود. سازمان‌هاي رسانه‌اي دارند تمايل پيدا مي‌كنند كه دريابند چگونه مي‌توانند جريان محتواي رسانه‌اي را در سراسر كانال‌هاي تحويل، تسريع كنند تا از اين طريق بتوانند فرصت‌هاي درآمدي‌شان را گسترش دهند، بازارها و تعهدات مخاطبان و تماشاگران‌شان را تقويت كنند.

مصرف‌كنندگان دارند مي‌آموزند كه چگونه از اين تكنولوژي‌هاي متفاوت رسانه‌اي استفاده كنند تا جريان رسانه‌اي را هرچه كامل‌تر تحت كنترل خود بگيرند و با ساير كاربران تعامل كنند. بنابراين، براي درك كلي و همه‌جانبه از فرهنگ همگرايي، لازم است كه تغيير به‌سوي ادغام چندرسانه‌اي را در مجاورت و همبستگي با گنجاندن فزاينده‌ مصرف در توليد و فرايند محصول سازمان‌هاي رسانه‌اي مورد ملاحظه قرار داد.

فرهنگ همگرايي در روزنامه‌نگاري

    فرهنگ همگرايي در روزنامه‌نگاري با دو تحول خود را نشان مي‌دهد كه بر زندگي در اتاق خبر و بر محيط كار حرفه‌اي تأثير مي‌گذارند. نخست، سازمان‌هاي خبري به‌گونه‌اي فزاينده به‌سوي عمليات رسماً متمايزِ تغييرجهت به‌سوي ادغام، همگرايي و در مجموع به‌صورت واحدهاي «روزنامه‌نگاري چندرسانه‌اي»در حركت‌اند كه در آن از همكاران‌ـ‌رقيب انتظار مي‌رود براي توليد در سراسر كانال‌هاي مختلف رسانه‌اي (چاپ، پخش و آنلاين)، قالب (اطلاعات، افكار)، و گونه‌ها (خبر فوري، گزارشگري فيچري، وبلاگ‌نويسي، پادكستينگ و امثالهم) با هم همكاري كنند.

ما فرهنگ همگرايي را از پايين‌به‌بالا از سوي سردبيران مي‌بينيم كه فعالانه در پي آنند به نشريات خود «روزنامه‌نگاري شهروندي» را بيفزايند و در وب‌سايت‌هاي‌شان آن را بگنجانند، به اعضاي مخاطب امكان پاسخگويي، تفسير و اظهارنظر و ارائه‌ خبر خودشان را به‌صورت متن، صوت و تصوير بدهند. البته، روزنامه‌نگاري شهروندي در سطوح متفاوتي صورت مي‌گيرد و تلاش براي توليد محتواهايي كه توسط كاربران توليد مي‌شوند، در سازمان‌هاي خبري شكل‌هاي بسيار متفاوتي به‌خود مي‌گيرد و در اندازه‌هاي مختلفي اتفاق مي‌افتد.

مسائل اساسي در تعيين قلمرو و اجراي محتواي توليدشده توسط كاربر (يوجي‌سي) در سازمان‌هاي حرفه‌اي خبر عبارتند از:

    •توازن ميان محتوا و اتصال:

تا چه ميزان محتواي توليدشده توسط كاربر به محتويات توليدشده‌ حرفه‌ايِ موجود مي‌افزايد (مثلاً در مورد اظهارنظرها، بازخورد، تعامل با گزارشگران و سردبيران، رتبه‌بندي مقاله‌ها مثل سايت اُپينيو كه توسط رينيش پُست روزنامه‌ آلماني راه‌اندازي شده است)، يا در عمل به‌عنوان توليد محتواي اصلي با مطالب توليدشده توسط اتاق خبر تركيب مي‌شود (مانند معرفي وب‌سايت‌ها و فضاي وبلاگي شهروندان بر روي وب‌سايت سازمان، مثل لوموند در فرانسه يا ميل اَند گاردين در افريقاي جنوبي)، و شايد حتي در محل كار روزنامه‌نگاران (براي مثال، موردِ تلويزيون يونيوز در ايالات متحده‌ امريكا).

    •توازن بين سيستم باز و بسته‌ خبر:

تا چه حد محتواي توليدشده توسط كاربر گزارش‌ها را تعديل، پالايش و ويرايش مي‌كند يا تا چه حد به‌سوي روش‌هاي كم‌وبيش سنتي گرايش پيدا مي‌كند (مقصود كنترل حرفه‌اي و متمركز است)، و به فرايند «دروازه‌باني» برمي‌گردد، به‌جاي اين‌كه «ديده‌باني» را به‌گفته‌ اكسل برانز انجام دهد. در ديده‌باني، روزنامه‌نگاران اصولاً خبر را عمومي پخش مي‌كنند (با اشاره به منابع از جمله محتواي توليد‌شده توسط شهروندان) به‌جاي اين‌كه آن را منتشر كنند (و گزارشي از منابع موجود را ارائه كنند).

    در واقع، فرهنگ همگرايي نوع تازه‌اي از كارگر رسانه‌اي را به معادله‌ كارگزاري اضافه مي‌كند و آن «كاربرـ‌توليدكننده» است.

كاربرـ‌توليدكننده كسي است كه اكنون حرفه‌اي‌ها مجبور هستند بر سر فرصت براي توليد محتوا با او رقابت كنند و توجه مصرف‌كنندگان، همكاران‌ـ‌رقيب و آگهي‌دهندگان را به‌سوي خود جلب مي‌كنند. چون كاربرـ‌توليدكننده معمولاً كسي است كه پرداختي به او صورت نمي‌گيرد، و به‌طور غيرقابل پيش‌بيني مشاركت و همكاري مي‌كند (و غالباً گمنام است و نام‌هاي مستعاري را براي خود انتخاب مي‌كند).

اين ورودِ جديد به درون حوزه‌ توليد رسانه‌اي، بي‌سابقه و در عين‌حال فراگير است و در همه‌جا ديده مي‌شود. از جنبه‌ ساختاري، فرهنگ همگرايي مخلوطِ دائماً در حال تغييري از خصوصيات، بسترها، فرايندها و ايده‌ها را به‌كار كاركنان فردي خبري وارد و معرفي مي‌كند، چون كارفري‌شان، سازمان‌شان و اتاق خبرشان بر اساس انگيزه‌هاي يكپارچگي و انتظار همياري به تغيير روي آورده‌اند. اين حركت همگام با تغيير در قانون‌گذاري رسانه‌هاي بين‌المللي كار را براي سازمان‌هاي فراملي آسان‌تر ساخته است تا سهام خود را بفروشند، نگه‌ دارند يا ادغام كنند و فرسايش تدريجي انجمن‌ها و اتحاديه‌ها و عضويت و حمايت آن‌ها نيز به يقين كار امروزي رسانه‌ها را از منظر بي‌ثباتي و مخاطره‌آميزبودن، تقويت مي‌كند.

منبع: مگ ایران

روزنامه‌نگاری علمی – انتقادی نیاز امووز جامعه

Posted by on 3:17 ب.ظ in مطبوعات و رسانه, نویسندگی | دیدگاه‌ها برای روزنامه‌نگاری علمی – انتقادی نیاز امووز جامعه بسته هستند

روزنامه‌نگاری علمی – انتقادی نیاز امووز جامعه

روزنامه‌نگاری علمی – انتقادی نوعی «اطلاع‌رسانی» شامل ارائه پس‌زمینه‌ای تاریخی درباره بررسی های علمی، خلاصه کردن یافته‌های اصلی و بعد توصیف اهمیت و پیامدهای برخی پژوهش ها است.

بخش عمده‌ای از نوشته‌ها در روزنامه‌نگاری علمی معاصر در رده «اطلاعاتی-تفریحی» (Infotainment) قرار می‌گیرند. این اصطلاح نوشته‌های علمی را توصیف می‌کند که هدفشان اطلاع‌رسانی به مخاطبان غیرمتخصص درباره کشف‌های علمی جدید به شیوه‌ای سرگرم‌کننده است. این نوع «اطلاع‌رسانی» معمولاً شامل ارائه پس‌زمینه‌ای تاریخی درباره آن بررسی علمی، خلاصه کردن یافته‌های اصلی آن و بعد توصیف اهمیت و پیامدهای آن پژوهش است. معمولاً این نوع روزنامه‌نگاران علمی از قیاس‌هایی برای فهماندن مفاهیم علمی پیچیده استفاده می‌کنند تا مخاطب بدون پیشینه علمی حرفه‌ای بتواند ایده‌های برانگیزاننده این پژوهش را درک کند.

روش کار در روزنامه‌نگاری علمی – انتقادی

نقل‌قول‌های مستقیم از پژوهشگران نیز در به تصویر کشیدن انگیزه‌ها، ارتباط و تأثیر عاطفی این یافته‌ها یاری می‌رسانند. جزء سرگرم‌کننده در این نوع روزنامه‌نگاری علمی – انتقادی طیف گسترده‌ای را در برمی‌گیرد، از برانگیختن علاقه مخاطب یا نوشتن با سبکی شوخ‌طبعانه تا انتخاب خود موضوع گزارش. روش‌های عجیب‌وغریب جفت‌گیری در قلمرو حیوانات، کشف‌هایی که دیدگاه‌های ما درباره آغاز جهان یا حیات را دگرگون کرده‌اند، ماجراهای دلگرم‌کننده از کودکان بیماری که ممکن است از طریق پیشرفت‌های علمی جدید معالجه شوند، روبات‌های علمی- تخیلی، نقل ماجراهای عجیب یا تلاش‌های قهرمانانه دانشمندان دخیل در پژوهش؛ همگی نمونه‌هایی از موضوعاتی هستند که تخیل مخاطبان موردنظر را تسخیر خواهند کرد.

اما روزنامه‌نگاری اطلاعاتی-تفریحی ندرتاً اعتبار بررسی‌های علمی-پژوهشی را که گزارش می‌کند، به چالش می‌کشد یا از نتیجه‌گیری‌های آن انتقاد می‌کند. اظهارنظرهای سرسری، یا به‌وسیله خود روزنامه‌نگار یا به شکل نقل‌قول‌هایی مانند «هنوز روشن نیست که این یافته‌ها درباره انسان‌ها هم صدق کند» یا «این نخستین گام است و پژوهش‌های بیشتری موردنیاز است» معمولاً در پایان چنین قطعاتی دیده می‌شود- اما یافتن یک تحلیل انتقادی مستقل یا مشروح امری نادر است.

به نظر می‌رسد که روزنامه‌نگاری اطلاعاتی- تفریحی بر اساس این فرض عمل می‌کند که اگر یک مقاله علمی به‌وسیله پژوهشگران مستقل بازبینی (peer-review) شده باشد و به‌وسیله دانشمندان دارای وجدان کاری منتشرشده باشد، نتایج و نتیجه‌گیری‌های آن معتبر هستند. فرآیند بازبینی به‌وسیله پژوهشگران مستقل با نقش «وارسی کننده واقعیات» (fact checker) یکسان دانسته می‌شود، بنابراین روزنامه‌نگاری علمی اطلاعاتی-تفریحی به خود اجازه می‌دهد که چشم‌اندازهای پژوهشگرانی که این بررسی‌ها را انجام داده‌اند، تبلیغ کند.

رویکردهای روزنامه‌نگاری علمی – انتقادی

روزنامه‌نگاری علمی – انتقادی (critical science journalism) رویکردی متفاوت را برمی‌گزیند و بر فراهم آوری یک نوع ارزیابی متعادل از کار پژوهشی متمرکز است، رویکردی که بر نقاط قوت معین آن پژوهش تأکید می‌کند، اما همچنین محدودیت‌ها یا خطاهای آن را هم برجسته می‌سازد.

این حقیقت که اکثریت یافته‌های پژوهشی منتشرشده در ژورنال‌های علمی بازبینی‌شده به‌وسیله پژوهشگران مستقل، احتمالاً هنگامی‌که سایر گروه‌ها تلاش می‌کنند که آن‌ها را تکرار کنند، از اعتبار ساقط می‌شوند، امری نیست که پنهان مانده باشد. این فقدان تکرارپذیری می‌تواند به خاطر کژ رفتاری در پژوهش، خطاهای سیستماتیک یا سایر سوگیری‌های شناختی باشد که به‌طور رایجی حتی در کارهای دقیق‌ترین و باوجدان‌ترین دانشمندان نیزرخ می‌دهد.

بنابراین، در روزنامه‌نگاری علمی – انتقادی تحلیل دقیق همه داده‌های عرضه‌شده در پژوهش ضروری است و احتمال دارد در این روند محدودیت‌ها و خطاهایی اساسی کشف شود که خود پژوهشگران به این آسانی‌ها افشایشان نمی‌کنند. این شکل روزنامه‌نگاری علمی همچنین می‌تواند درجاتی از روزنامه‌نگاری تحقیقی را در برگیرد. روزنامه‌نگاران منابع لازم را برای وارسی اعتبار داده‌های علمی در اختیار ندارند، اما آنان می‌توانند به پیگیری پژوهش علمی در یک حوزه معین برای دوره‌ای چندماهه یا چندساله بپردازند، درحالی‌که گروه‌های پژوهشی متعدد تلاش می‌کنند یافته‌های علمی منتشرشده را تکرار کنند.

تشابه روزنامه‌نگاری علمی – انتقادی با کار دانشمندان

در این نوع روزنامه‌نگاری علمی – انتقادی ، پژوهش در بافتار (کانتکست) اعتبار درازمدت آن، فهرست کردن اقدامات موفق و ناموفق در تکرار نتایج آن و گردآوری نظارت دانشمندان مخالف تحلیل می‌شود. روزنامه‌نگاری علمی – انتقادی در این معنا مشابه کاری است که دانشمندان به‌طور روزمره در مباحثاتشان درباره یافته‌های جدید پژوهشی در ژورنال‌های دانشگاهی انجام می‌دهند.

هنگامی‌که از دانشمندی خواسته می‌شود مقاله‌ای تفسیری (ادیتوریال) درباره یک مقاله علمی جدید بنویسد، از او انتظار می‌رود، نه‌تنها بداعت و اهمیت آن مقاله را بیان کند، بلکه این انتظار هم وجود دارد که به خطاها و محدودیت‌های عمده آن اشاره کند، ازجمله خطاها و محدودیت‌هایی که ممکن است در طول روند بازبینی به‌وسیله پژوهشگران مستقل قبل از انتشار، به‌طور کافی به آن‌ها پرداخته نشده باشد.

تفاوت روزنامه‌نگاری علمی – انتقادی با روزنامه‌نگاری اطلاعاتی – تفریحی

چنین رویکرد تحلیلی و انتقادی ممکن است تا حدی متضاد با روزنامه‌نگاری علمی – تفریحی به نظر برسد. مشکل است با سبک روزنامه‌نگاری اطلاعاتی – تفریحی، درباره کشف یک پروتئین جدید که به‌عنوان تنظیم‌کننده اصلی روند پیری سلولی عمل می‌کند، مطلبی نوشت، اگر همزمان مجبور باشیم به خواننده یادآوری کنیم که تحلیل انتقادی داده‌های این پژوهش نشان می‌دهد که این «تنظیم‌کننده اصلی» فقط یکی از 20 پروتئین دیگر است که می‌توان آن‌ها را هم «تنظیم‌کنندگان اصلی» روند پیری نامید و نیز اینکه خطاهایی بالقوه در شیوه ارزیابی پیری سلولی در این پژوهش وجود دارد.

روزنامه‌نگاری اطلاعاتی-تفریحی همچنان شکل غالب نوشته‌های علمی باقی خواهد ماند، زیرا به تصویر کشیدن علم به‌صورت ماجرایی مهیج با وعده‌هایی بزرگ و عدم قطعیت‌های اندک یقیناً خوانندگان بیشتری را جلب خواهد کرد. اما می‌توان امیدوار بود که شاهد روزنامه‌نگاری علمی انتقادی و تحقیقی هم باشیم که به‌طور انتقادی بررسی‌های علمی را تحلیل می‌کند و به چالش بکشد تا مخاطبان بتوانند طیف گسترده‌تری از روزنامه‌نگاری علمی را در اختیار داشته باشند.

معیار های ارزیابی مطالب روزنامه‌نگاری علمی – انتقادی

برای کمک به افتراق میان روزنامه‌نگاری علمی اطلاعاتی-تفریحی و روزنامه‌نگاری علمی – انتقادی ، خواننده می‌تواند مقاله‌ها یا پست‌های وبلاگی درباره اخبار علمی را با استفاده از این معیارها ارزیابی کند:

1-   سبک:

روزنامه‌نگاری اطلاعاتی-تفریحی با سبکش باعث ایجاد اشتیاقی مسری درباره پژوهش گزارش‌شده می‌شود. قابل‌درک است که پژوهشگرانی که پژوهش را انجام داده‌اند، درباره کارشان مشتاق و هیجان‌زده باشند و این هیجان با استفاده از اصطلاحاتی مانند «فوق‌العاده»، «قهرمانانه»،‌ «جابه‌جا کننده الگوی مسلط» یا «انقلابی» انتقال داده می‌شود. اما زبان در روزنامه‌نگاری علمی – انتقادی کمتر هیجان‌زده است و ارزیابی دقیق‌تری از اهمیت پژوهش عرضه می‌کند.

2-   تحلیل انتقادی مقاله علمی:

روزنامه‌نگاری علمی – انتقادی به محدودیت‌ها یا خطاهای معین در مقاله علمی،‌ شمار ناکافی کنترل‌ها یا عدم تطابق میان نتایج تجربیات انجام‌شده در کشت سلولی در آزمایشگاه و تجربیات حیوانی اشاره می‌کند. این تحلیل انتقادی یا ممکن است بر اساس ارزیابی خود روزنامه‌نگار علمی باشد یا در مصاحبه با دانشمندان مخالف با نتیجه‌گیری این پژوهش بیان شود. نقل‌قول از منابع نامبرده نشده در روزنامه‌نگاری علمی رایج نیست. اما اگر روزنامه‌نگاری علمی تحقیقی بیشتر پا بگیرد، چنین نقل‌قول‌هایی معمول‌تر خواهند شد، زیرا دانشمندان مخالف در صورت اظهارنظر علنی درباره کار همکارانشان ممکن است از واکنش‌های تلافی جویانه آنها هراس داشته باشند.

3-   بافتار یا کانتکست:

روزنامه‌نگاری اطلاعاتی-تفریحی به خواننده پس‌زمینه‌ای درباره اینکه «چرا» یک پژوهش معین انجام‌شده است، می‌دهد، اما اینکه «چگونه» یک پژوهشی با دیگر بررسی‌ها در آن حوزه ارتباط می‌یابد، به‌خصوص در روزنامه‌نگاری علمی – انتقادی اهمیت دارد و تلاش بر این است که به چنین پرسش‌هایی پاسخ داده شود: چه تعداد از گروه‌های دیگر تلاش کرده‌اند نتایج این بررسی را تکرار کنند و میزان موفقیت آن‌ها چقدر بوده است؟ این کشف علمی جدید در مقایسه با سایر مقالات پژوهشی در آن حوزه از لحاظ اهمیت و گستردگی تأثیرات در چه رده‌ای قرار می‌گیرد؟

روزنامه‌نگاری علمی – انتقادی همچنین تلاش می‌کند تا تضمین کند که هنگام «ارائه متعادل دیدگاه‌ها» درباره یک پرسش علمی،‌ این دیدگاه‌ها حقیقتاً بازتاب‌دهنده وضعیت واقعی طیف نظرات دراین‌باره در میان جامعه علمی باشد. اگر 98 یا 99 درصد دانشمندان توافق دارند که انسان‌ها در گرمایش جهانی نقش دارند، اشتباه است که وزن مشابهی به دیدگاه‌های 1 درصدی از دانشمندان حاشیه‌ای دهیم که تغییرات اقلیمی را انکار می‌کنند و این کار را به‌عنوان «ارائه متعادل دیدگاه‌ها» توجیه کنیم.

4-   بررسی منفی:

از دیدگاه علمی، یک بررسی منفی،‌ به معنای بررسی علمی است که نمی‌تواند یک اثر پیش‌بینی‌شده را نشان دهد یا نمی‌تواند یافته‌های پیشین را تکرار کند، اگرچه چنین نتایجی به همان اندازه تحقیقات مثبت اهمیت دارند. اما مشکل است که نتایج یک تحقیق منفی را به‌عنوان یافته‌های جدید «فوق‌العاده»، آن چنانکه در سبک نوشتن اطلاعاتی- تفریحی رایج است،‌ به خوانندگان قبولاند. بنابراین تقریباً در همه مواردی که روزنامه‌نگاری علمی – انتقادی به بحث درباره بررسی‌های منفی یا تلاش‌های ناکام در تکرار نتایج پیشین می‌پردازد، احتمالاً از ماهیت انتقادی و تحلیلی برخوردار است.

منبع: مدرسه همشهری

رسانه های دیجیتال و کاربردها و پیامدهای آن ها

Posted by on 3:39 ب.ظ in مطبوعات و رسانه | دیدگاه‌ها برای رسانه های دیجیتال و کاربردها و پیامدهای آن ها بسته هستند

رسانه های دیجیتال و کاربردها و پیامدهای آن ها

رسانه های دیجیتال ، رسانه هایی هستند که تبادل یا انتشار محتوا در آنها، تنها به کمک ابزارهای مجهز به پردازشگر دیجیتال میسر باشد. رسانه های دیجیتال شامل رسانه های برخط مبتنی بر شبکه (نظیر شبکه جهانی اینترنت)، سرویس های مخابراتی از قبیل MMS وSMS و سایر اشکال شبکه های تبادل داده مانند بلوتوث و همچنین رسانه های مبتنی بر حامل های فیزیکی دیجیتال از قبیل بسته های نرم افزاری رسانه ای، بازی های رایانه ای و مانند آن ها هستند.

ویژگی های رسانه های دیجیتال

١- سرعت و وسعت دامنه انتشار
٢- بستر نشر آسان (اینترنت/ تکثیر استمپری/…)
٣-تنوع و حجم بالای محتوا (نرم افزارهای چند رسانه ای حاوی چند صد جلد کتاب، چند ده ساعت فیلم و صوت با قابلیت جستجو و … / بازیهای رایانه ای )
٤- جذابیت و تعاملی بودن محصولات (بازیهای رایانه ای / اجتماعات مجازی/ …)
٥- بدون مرز بودن ارتباطات
٦- کم هزینه بودن تولید و دسترسی (با ٢٠ هزار تومان صاحب یک خبرگزاری بین المللی شوید/ با ٦٠ هزار تومان هزار نسخه از یک اثر را می توان تکثیر کرد /…)
٧- طیف وسیع و متنوع مخاطبین

برخی از اشکال رسانه های دیجیتال

١- نرم افزارهای رایانه ای (نرم افزارهای رسانه ای / نرم افزارهای چند رسانه ای / …)
٢- بازی های رایانه ای (بازی های آفلاین/ بازی های آنلاین/ بازی های موبایل /بازی های تحت شبکه/….)
٣- اینترنت (پایگاه های اینترنتی و سرویس های مختلف همچون اجتماعات مجازی/ گروه های اینترنتی/ گفتگوی اینترنتی/ ….)
٤- هنرهای دیجیتال (سینمای دیجیتال/ گرافیک رایانه ای / نقاشی دیجیتال/ تئاتر دیجیتال/ موسیقی دیجیتال / …)
٥- تلفن همراه و سرویس های مختلف آن (پیامک/ پیام چند رسانه ای/ GPRS/ ٣G/…)
٦- …. .

کاربرد رسانه هاي ديجيتال

تاثير اين رسانه هاي ديجيتال در حوزه هاي مختلف اقتصادي شامل اشتغال ، تبليغات بازاريابي ، توزيع، خريد ، فروش تغييراتي اساسي بوجود آورده است بسياري از بنگاه هاي اقتصادي و صاحبان سرمايه بدون استفاده از رسانه هاي ديجيتال اصولا قدرت رقابت در بازار را از دست مي دهند چرا كه مي دانند، اين نوع رسانه به دليل دامنه نفوذ و بيان ديدگاه و نقطه نظرات متنوع مخاطبان و كاربران ، شيوه تصميم گيري مردم را عوض كرده است و كارشناسان اقتصادي بر اين باورند كه واكنش مشتريان نسبت به حرف‌هايي كه برندها در قالب تبليغات و… مي‌زنند هم تغيير پيدا كرده است و واكنش و ديدگاه مخاطب و كاربر كه آن را با رسانه هاي ديجيتال در شبكه هاي اجتماعي به اشتراك مي گذارند، به مراتب از تبليغات مجازي رسمي برندها تاثير بيشتري دارد .

منابع: مرکز توسعه فناوری اطلاعات / مگ ایران