چاپ آگهی در روزنامه های کثیر الانتشار ۴۴۱۹۵۰۰۰-۰۲۱

تبلیغات

افتخاری بی نظیر در تاریخ تبلیغات ایران

Posted by on 2:49 ب.ظ in تبلیغات | دیدگاه‌ها برای افتخاری بی نظیر در تاریخ تبلیغات ایران بسته هستند

افتخاری بی نظیر در تاریخ تبلیغات ایران

افتخاری بی نظیر در تاریخ تبلیغات ایران در شرف وقوع است. این افتخار با ورود آگهی تلویزیونی مربوط به تبلیغات مایع دستشویی اوه به بخش نهایی نهایی فستیوال تبلیغات نیویورک به دست آمده است.

به گزارش خبرگزاری ها، آگهی تلویزیونی مایع دستشویی اوه، برای نخستین بار در تاریخ تبلیغات ایران وارد بخش نهایی فستیوال تبلیغات نیویورک و نامزد دریافت معتبرترین جایزه جهانی تبلیغات شد.

این آگهی که با عنوان «دست‌ها» در بخش «بهترین تبلیغات محصول و خدمت» برای اولین‌بار‌ به لیست انتخابی جشنواره‌ی ۲۰۱۹ «تبلیغات نیویورک» راه پیدا کرد و تا هفته‌ی دوم‌ اردیبهشت برای کسب جایزه‌ی بزرگ یا جوایز اول تا سوم در کنار کارهایی از بزرگترین برندهای بین‌المللی به رقابت می‌پردازد.

سال گذشته نیز کورپوریت ویدئوی پاکشو در جشنواره‌ی «فیلم‌های شرکتی نیویورک» در دو بخش جایزه دریافت کرد، اما این اولین‌بار است که یک تیزر از ایران به لیست انتخابی جشنواره‌ی تبلیغات نیویورک راه پیدا می‌کند و نامزد دریافت جایزه می شود.

سال ۲۰۱۸ آگهی‌های کوکاکولا، آدیداس، تاید، گوگل و … توسط آژانس‌هایی همانند اُگیلوی، لِئوبرنت، دی‌دی‌بی، مک‌کِین و بی‌بی‌دی‌اُ، جوایز جشنواره‌ی تبلیغات را به دست آوردند.

تیزر تلویزیونی «دست ها» در آژانس تبلیغاتی پرگار که حدود یک سال است فعالیت خود را در صنعت تبلیغات ایران آغاز کرده، طراحی و ساخته شده است.

فیلم ویدئویی تبلیغات مایع دستشویی اوه را در ذیل این نوشتار مشاهده می کنید که باعث افتخاری بی نظیر در تاریخ تبلیغات ایران شده است.

مقدمه ای بر قوانین ومقررات تبلیغاتی کشور

Posted by on 3:22 ب.ظ in تبلیغات | دیدگاه‌ها برای مقدمه ای بر قوانین ومقررات تبلیغاتی کشور بسته هستند

مقدمه ای بر قوانین ومقررات تبلیغاتی کشور

قوانین ومقررات تبلیغاتی کشور ، مجموعه ای از قوانین مربوط به چگونگی تأسیس کانون های تبلیغاتی و شرایط و ضوابط انتشار آگهی های تبلیغاتی است که در دوره های مختلف تصویب و به اجرا گذاشته شده است.

قانون محصول زندگی اجتماعی است و به معنای عام آن، وجه تفکیک زندگی مدنی از زندگی غیرمدنی انسان ها می باشد. در حقیقت از جمله هدف های مهم تدوین و وضع مقررات توسط دولت و قانون گذاران، رشد و پیشرفت جامعه، تنظیم روابط اجتماعی افراد و ایجاد عدالت میان انسان هاست.

تبلیغات نیز به عنوان یک پدیده اجتماعی، از قرن 19 میلادی، با شیوه های نوین در جوامع مختلف رواج یافت و از همان ابتدا دولت ها با وضع مقررات و نظارت مستمر، ضمن حفظ منافع عمومی، به امر ساماندهی این پدیده پرداختند.

تاریخچه قوانین ومقررات تبلیغاتی کشور

در کشور ما نیز، با توجه به سوابق موجود ، از سال 1286 شمسی، با تصویب اولین قانون مطبوعات، در این قانون موادی نیز به موضوع چگونگی انتشار اعلانات اختصاص یافت، اما اولین آیین نامه که به طور مشخص پیرامون تبلیغات بازرگانی به تصویب رسید، آئین نامه « تنظیم امور اعلانات » مصوب 23 فروردین 1348 است.

این آیین نامه حاوی مقررات مربوط به چگونگی تأسیس کانون های تبلیغاتی و شرایط و ضوابط انتشار آگهی های تبلیغاتی بود. تا پیش از آن، مقررات تبلیغات تجاری به طور پراکنده در قوانین و مقررات مربوط به وسایل ارتباط جمعی نظیر قانون مطبوعات، رادیو و سینما و همچنین مقررات مربوط به چاپ، اعلان ها و اوراق تبلیغاتی مورد توجه قانون گذاران بوده است.
همچنین دومین آیین نامه در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ، « آیین نامه امور تبلیغات و کانون آگهی » بود که در 22 شهریورماه 1354 به تصویب هیأت وزیران وقت رسید.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نخستین و تنها مقرراتی که برای آگهی های تجاری و کانون های تبلیغاتی به طور اختصاصی به تصویب رسید، «آیین نامه تأسیس و نظارت بر نحوه کار و فعالیت کانون های آگهی و تبلیغاتی » است که در 27 اسفندماه 1358 توسط شورای انقلاب با 21 ماده به تصویب رسید.

 قوانین ومقررات تبلیغاتی کشور در حال حاضر

هم اکنون فعالیت در حوزه تبلیغات بازرگانی و نظارت بر آن به استناد و در چارچوب آیین نامه مذکور انجام می شود و مطابق ماده 10 این آیین نامه، کمیته مرکزی سازمان های تبلیغاتی کشور، به عنوان عالی ترین مقام سیاست گذار در امور مربوط به تبلیغات، به تناسب موضوع ها و موارد موجود، دستورالعمل هایی را تهیه و بعد از تصویب، به مراجع و مراکز مربوطه ابلاغ می کند که رعایت این دستورالعمل ها و ضوابط توسط دست اندرکاران و بخصوص کانون های آگهی و تبلیغاتی لازم الاجرا می باشد.

علاوه بر مقررات و ضوابطی که ذکر شد، در قوانین، آیین نامه های اجرایی و دستورالعمل های دیگر، ضوابطی در خصوص پذیرش و انتشار آگهی، مشخص شده است که رعایت آنها از طرف سازمان ها و اشخاص فعال در حوزه تبلیغات همانند رسانه ها، صاحبان آگهی و کانون های تبلیغاتی به دلیل لزوم حفظ حقوق مخاطبان، ارزش های انسانی و منافع کشور ، امری اجتناب ناپذیر است.

ذکر این نکته ضروری است که دفتر تبلیغات و اطلاع رسانی حسب وظایف قانونی خود، از سال 1391 موضوع نهایی شدن پیش نویس قانون جدید تبلیغات کشور را در دستور کار قرار داد و با جدیت تمام و با حمایت و همکاری صاحب نظران این حوزه، سرانجام پیش نویس مذکور را کامل و در ابتدای سال 1392 آن را برای طی مراحل قانونی به مراجع ذیربط ارایه کرده است. بی شک تصویب قانون جدید تبلیغات گام مهمی در حل مشکلات موجود خواهد بود.

منبع: جزوه قوانین و مقررات تبلیغاتی کشور

پیامدهای منفی تبلیغات تجاری برای کودکان

Posted by on 2:55 ب.ظ in تبلیغات | دیدگاه‌ها برای پیامدهای منفی تبلیغات تجاری برای کودکان بسته هستند

پیامدهای منفی تبلیغات تجاری برای کودکان

پیامدهای منفی تبلیغات تجاری برای کودکان ، موضوع گفت وگویی با مهران بهروز فغانی، از فعالان حوزه ادبیات و روزنامه‌نگاری کودک و نوجوان و عضو انجمن نویسندگان کودک و نوجوان است که در ادامه این نوشتار از نظرتان می‌گذرد.

در تبلیغات رسانه‌ای مثل تلویزیون، آشپزخانه‌ای مجهز به آخرین لوازم زندگی و با مساحتی معادل یک خانه۵۰ متری تبلیغ می‌شود. اما همه خانواده‌های سه نفره در خانه‌ای به این بزرگی زندگی نمی‌کنند. کودکی که چنین آشپزخانه‌ای را می‌بیند و میز رنگارنگ از غذاهای لذیذ را از زیر چشم می‌گذراند، چه انتظاری از پدر و مادر خود خواهد داشت؟

تاریخچه بازاریابی به روش تبلیغات

تبلیغات برای کودکان چیست و چه تعریفی دارد؟ شاخصها و ویژگیهای آن کدام است؟ این شاخصها و معیارهای علمی و ملاحظات فرهنگی و اجتماعی تا چه اندازه در  تبلیغات رسانههای  ما برای کودکان رعایت  می شود؟

از زمانی که صاحب کالا یا محصول به فکر فروش و سود بیشتر می‌افتد، تبلیغ هم شروع می‌شود. بازه زمانی این روند و الگوی فروش «نوین»، یعنی سودآوری از طریق به کارگیری اهرم‌های بازاریابی شامل: استفاده از چهره‌های هنری و سینمایی، تکنیک‌های ذوق‌آور مخاطب و استفاده فراتر از اخلاق و عرف جامعه، به  اوایل دهه ۵۰ میلادی می‌رسد.

صاحب کالا به زبان ایدئولوژیک، همان صاحب سرمایه و قدرت معنا می‌دهد. کسی پول دارد و سرمایه‌اش را تبدیل به کالای عمده و کلان کرده و می‌خواهد محصولش را بفروشد و سرمایه‌اش را دو یا چندبرابر کند و این یعنی تبلیغات به زبان ساده. اما نکته اینجاست که کودکان در این چرخه سودآوری چگونه در معرض تبلیغات تجاری قرار گرفته و اطلاع پیدا می‌کنند. شاید برای «آگهی دهنده آگاه»  یا همان صاحب پول و سرمایه و موسسه‌های تبلیغاتی، بهتر این باشد که بگویند روند تبلیغات ما حاوی پیام است و ما اطلاع رسانی می‌کنیم. اکنون بسیاری از تبلیغات تجاری در رسانه‌های چاپی و غیرچاپی «برای کودکان» نه «درباره کودکان» با چنین رویکردی اتفاق می‌افتد.

تناقض جهت‌گیری تبلیغات تجاری با معیارهای عرفی

 با این تغییر رویکرد بحث ما درباره تبلیغات به ظاهر «آگاهی بخش» برای کودکان است. وقتی چنین است، می‌توانیم ببینیم که بسیاری از آنچه به عنوان تبلیغات تجاری برای مخاطب کودک و نوجوان تهیه و منتشر می‌شود، تناقض‌های آشکاری با برخی معیارهای عرفی و گاه قانونی دارد. حتی فراتر از این، روح و رویکرد بسیاری از محتوا و جهت‌گیری تبلیغات تجاری برای گروه سنی کودک و نوجوان، با روح تصریح شده مکتب و باورهای فرهنگی ما تناقض دارد.

برای مثال در مغز استخوان و جان کلام این گونه تبلیغات، جمع آوری مال و اموال به شکلی کاملا «مال پرستانه» معرفی و توصیف می‌شود. به این نگاه نمی‌شود که تبلیغ برای کودکان را با چه معیار و ضوابطی باید ارائه کرد به شکلی که در کنار خوشایندی و دل‌پذیری عقل پسند بوده و در نهایت مخالف موازین و اصول باوری و اعتقادی خانواده‌های مسلمان نباشد. آنچه در این زمینه کمک‌ می‌کند، قانون و تبصره‌ها و ماده‌های بگیر و ببند نیست؛ بلکه آموزه‌های اخلاقی است. این آموزه‌ها که تبلیغ را برای مردم و خانوده‌ها و مهم‌تر از همه برای قانونگذاران و مجریان قانون، درک‌پذیر می‌کند، باید اطمینان‌بخش هم باشد.

پیامدهای منفی تبلیغات تجاری برای کودکان

مثلا به واسطه یک تبلیغ در یک رسانه، فرزند شما عقده‌ای و دلشکسته نشود، مال پرست تربیت نشود یا به طور کلی شهروند آماده‌خوری بار نیاید. اولویت زندگی‌اش مال‌دوستی و مال‌پرستی نباشد و ده‌ها نمونه دیگر که می‌توانند به عنوان معیار در اینجا استفاده شوند. متاسفانه در بسیاری اوقات وقتی پای حرف بزهکاران می‌نشینید و زمانی‌که او وارد مرحله خوداکتشافی و بیرون‌ریزی می‌شود، متوجه می‌شویم که برخی از رفتارهای گاه ناهنجار او، در نابرخورداری‌های دوره کودکی ریشه دارد.

کودک آرزو می‌کرده و خواسته‌هایی داشته اما والدین توانایی خرید نداشته‌اند و دلایلی دیگر. این کودک با مشاهده آن کالا و محتوای مصرفی (شامل هر چیزی) در جامعه و رسانه، تصور بدی در ذهنش شکل می‌گیرد. با تکرار این‌گونه مسائل، نباید انتظار داشت که در آینده شهروندی سالم به لحاظ روحی داشته باشیم. اگرچه این اصل کلی و همیشگی نیست؛ اما شایان توجه است. همانطور که در علوم اجتماعی و علوم رفتاری، تکرار همیشه از بروز یک اتفاق خبر می دهد؛ الزامی هم ندارد آن اتفاق خوب باشد.

میزان و حجم آگهی‌ها و تبلیغات تجاری برای کودکان

چه حجمی  از  تبلیغات رسانههای رسمی و غیررسمی ما به  سمت کودکان هدفگیری شده است و آثار و تبعات آن چیست؟

متاسفانه بررسی‌های جدی و هدف‌داری درباره میزان و حجم آگهی‌ها و تبلیغات تجاری برای کودکان انجام نمی‌شود. این موضوع که رسانه‌‌هایی مثل تلویزیون و رادیو چقدر آگهی برای گروه سنی کودک و نوجوان منتشر می‌کنند، بسیار مهم است. بیشتر این آگهی‌ها هم درباره خوراکی و تنقلات است که یا ارزش  غذایی ندارند و یا  فرزند شما را گرفتار مطب دکتر می کنند. در این زمینه آگاهی دادن خوب است؛ ولی آگهی و تبلیغات تجاری خوراکی و تنقلات برای این گروه سنی خیلی ضابطه مند نیست. باید فراتر از قانون به این موضوع نگاه کرد.

پیامدهای آگاهی دادن، دانستن و انتخاب کردن است و هر وقت با آگاهی انتخاب داشته باشیم، در نتیجه قدرت نقد و قضاوت هم خواهیم داشت. این‌ موارد را می‌توان پیامدهای توسعه یافتگی دانست. اما در بحث تبعات و جنبه‌های منفی تبلیغات، آگهی‌های تبلیغاتی تلویزیونی در راس هرم روند اطلاع رسانی در معنای عام قرار دارند. رسانه‌ای مثل تلویزیون نیز  تاثیری انکار ناپذیر در شکل دادن به الگوهای فکری، درک و احساس و رفتار دارد. در این بین تکلیف کودکان مشخص و میزان اثرگذاری آگهی‌های تلویزیونی بر رفتار این کودکان کاملا مشهود است.

عدم مطابقت محتوای آگهی ها با سن و شرایط ذهنی کودکان

نکته اینجاست که وقتی کودک در سن رشد و شکل‌گیری شخصیت و الگوپذیری قرار دارد و با حجم آگهی‌های نه چندان موافق با سن و شرایط ذهنی خود مواجه می‌شود، توان و قدرت درک و تحلیل نداشته و به سختی می‌تواند تشخیص دهد که نیازهای او کدام است. به راحتی درک نمی‌کند که واقعیت چگونه می‌تواند تغییر کند. پس مشاهده‌اش نیز رنگی غیرواقعی پیدا می‌کند. در این موقعیت نیاز کودک واقعا نیاز نیست و چه بسا فقط یک آرزوی کوکانه باشد. ذکر این نکته نیز ضروری است که در این وضعیت که رسانه‌ها به دلیل نیاز مالی برای ادامه حیات، به تبلیغات تجاری وابسته هستند، نمی‌توان امیدوار بود که در آینده شهروندان «خیالباف» نداشته باشیم.

تأثیر سواد رسانه ای در مقابله با تبلیغات

چگونه باید کودکان و نوجوانان و والدین آنها را به نحوه مواجهه با تبلیغات آگاه کرد؟ آیا سوادرسانهای والدین و حتی کودکان و نوجوانان قادر است آنها رادر مقابل تبلیغات محافظت کند؟

سواد رسانه‌ای، کلیدواژه مهمی برای رفع یا کاهش التهاب ضربه و تومور تبلیغات ناصحیح برای کودکان است. اگر همه والدین، خیلی آگاهانه با موضوع تبلیغات تجاری رسانه‌ها، توجه و برخورد کنند و در ابتدا خودشان آموزش ببینید که همه محتوای تبلیغات واقعیت نبوده و به نوعی ایجاد نیاز بیشتر و در نهایت خرید بیشتر است، کودک‌شان هم آسوده تر زندگی می کند. والدین ایرانی باید درک کنند که در تبلیغات تجاری در ایران، اغراق و افراط حرف اول را می زند.

در حال حاضر در تبلیغات رسانه‌ای مثل تلویزیون، آشپزخانه‌ای مجهز به آخرین لوازم زندگی و با مساحتی معادل یک خانه ۵۰ متری تبلیغ می شود. اما همه خانواده‌های سه نفره در خانه‌ای به این بزرگی زندگی نمی‌کنند. کودکی که چنین آشپزخانه‌ای را می‌بیند و میز رنگارنگی از غذاهای لذیذ را از زیر چشم می‌گذراند، چه انتظاری از پدر و مادر خود خواهد داشت؟  طبیعی است اگر از خود بپرسد پدر کارمند من چرا چنین خانه ای ندارد؟ و مادرم چرا در آشپزخانه‌ای به بزرگی یک راهروی تنگ و باریک باید درد پا بگیرد؟

نظارت والدین بر تماشای محتوای تبلیغات فرزندان

والدین نیز باید بر زمان و نحوه تماشای محتوای تبلیغات نظارت کرده و انتقادپذیری را به کودکان آموزش دهند. مقوله سواد رسانه‌ای به قول آقای جیمز پاتر، نویسنده کتاب سودمند «سواد رسانه ای»، چیزی نیست جز دانستن همه جانبه و از هر منبع اطلاعاتی و مجهزشدن به مجموعه‌ای از مهارت‌های ضروری برای بهتر زیستن در دامن رسانه‌های نوین.

وقتی رسانه‌ها تبلیغ خوراکی‌های غیرمغذی در رسانه‌های دیداری و شنیداری انجام می‌دهند و از ترفندهای تصویری هم استفاده می‌کنند تا تبلیغ موردنظر جذاب شود، شاید به شکلی ناخودآگاه به نسل‌های آینده می‌گوید تنقلات اصلا چیز بدی نیست. با این کار چه بسا نسل آینده دچار پیری زودرس و بیماری‌های گوارشی و سوءتغذیه شوند.

در واقع تبلیغ کالاها نشان‌دهنده عمقِ اندیشه صاحب کالاست که می‌خواهد کالای خود را در هر شکل بفروشد و به مغذی بودن یا نبودن آن کاری ندارد. در نظام یک‌سویه، خریدار تسلیم است و صاحب کالا برنده؛ در حالیکه در کشورهای پیشرفته همراه با تبلیغات، به مخاطب نیز آگاهی داده می‌شود. مثلا به مخاطب گفته می‌شود که پفک الزاماً مغذی نیست و در کنار تبلیغ، به کودک و والدین هشدار می‌دهد.

رابطه احساس مسئولیت اجتماعی با تبلیغات تجاری

در بحث تبلیغات کودک و نوجوان یک موضوع بسیار مهم این است که در پسِ اندیشه صاحبان کالا و سازندگان آگهی‌ها، که انسان‌های خلاقی نیز هستند، آیا فقط پول حرف اول را می‌زند؟ این افراد چقدر در برابر جامعه و با کودکان احساس مسئولیت اجتماعی می‌کنند؟ و در برابر عواقب این تبلیغات پاسخگو هستند؟ در جامعه ما،‌ در پی این تبلیغات، چند درصد از بچه‌ها دچار سوءهاضمه می‌شوند؟ بسیاری از تبلیغاتی که از رسانه‌ها پخش می‌شود فقط از فیلتر «مسائل اخلاقی» رد می‌شود. مثلاً با اخلاق جامعه مشکل نداشته باشد یا این‌که چیزی شبیه مشروبات الکلی و… را تداعی نکند؛ در حالی‌که به پیام اخلاقی و سلامتی آن توجه نمی‌شود.

منبع: تبیان

وضعیت کمی و کیفی آموزش تبلیغات در ایران

Posted by on 4:20 ب.ظ in تبلیغات | دیدگاه‌ها برای وضعیت کمی و کیفی آموزش تبلیغات در ایران بسته هستند

وضعیت کمی و کیفی آموزش تبلیغات در ایران

وضعیت کمی و کیفی آموزش تبلیغات در ایران چگونه است؟ آیا آموزش تبلیغات در ایران به شکل صحیح صورت می گیرد و تعداد افرادی که به تحصیل دانش در این رشته می پردازند به اندازه کافی است؟ با ما همراه باشید تا پاسخ این سؤالات را در مطلب زیر که حاصل مصاحبه با دکتر محمدیان است،مرور کنیم.

1- وضعیت کمی و کیفی آموزش تبلیغات در ایران چگونه است؟

رشد کمی در حوزه تبلیغات رضایت بخش است، اما به لحاظ کیفی به همان اندازه رشد نکرده ایم و تولید دانش در حوزه تبلیغات بسیار کم بوده است و طبیعی است وقتی تولید دانش در حوزه ای کم باشد، رشد کیفی هم کم خواهد بود. آنچه که امروزه در کلاس‌های تبلیغات بیان می شود، اصالتا ریشه در فرهنگ غرب دارد و  البته این مباحث مفید است و باید گفته شود، ولی در عمل  کمکی به ما  و عرصه تبلیغات ما نمی‌کند.

به نظر می رسد که در حوزه تبلیغات و در مورد سر فصل ها و مطالبی که قرار است در این رشته مطرح شود، نیاز به یکپارچه سازی فکری داریم  و این محقق نمی شود جز با برگزاری جلسات متعدد با حضور اساتید و صاحب نظران این حوزه و جمع بندی نظرات و پیشنهادهای آنها  در راستای رسیدن به نگاهی جامع و یکپارچه.

2-آموزش های نظری و دانشگاهی تا چه اندازه ای کاربردی و قابل اجرا در عرصه های عملیاتی این رشته هستند؟

در اکثر موارد آموزش های نظری و دانشگاهی این رشته قابلیت اجرایی و کاربردی بسیار کمی در عرصه های عملیاتی دارد و فقط برای شنیدن زیباست. اگر ما بخواهیم مباحث نظری مطرح شده در این رشته را منطبق با اصول جامعه خود اجرایی و عملیاتی کنیم، نیاز به کار علمی با حضور اساتید و صاحبنظران  و متخصصان این رشته داریم.

البته در اغلب موارد بین کاربردی بودن مباحث وآموزش های نظری و استعداد های فردی افراد ارتباط مستقیم وجود دارد. یعنی ممکن است استاد یک دانشگاه مباحث نظری را با ابتکار عمل و تجربه شخصی تبدیل به مباحث مفید، کاربردی و عملیاتی کند و به دانشجویان ارائه دهد و یک استاد دیگر صرفا موارد نظری را در کلاس مطرح کند. ولی در یک جمع بندی باید گفت  که اکثر آموزش‌های ما جنبه نظری دارد و افراد را به سطح پایینی از دانش می‌رساند، اما این دانش در جامعه امروز ایران و در عرصه عمل  کمک زیادی  به افراد نمی کند.

3-کمبودها و چالش های موضوع آموزش دانشگاهی در این رشته چیست؟

 متأسفانه رشته‌ای که  به طور مشخص و تخصصی به مقوله تبلیغات بپردازد، در ایران وجود ندارد. دانشکده سازمان صدا و سیما  هم که این کار را انجام می‌دهد، به لحاظ کمی خیلی قوی نیست.
متأسفانه کسانی که در حوزه تبلیغات کار می‌کنند با حوزه بزرگی با عنوان بازاریابی بیگانه‌اند. در کشور ما در سال‌های اخیر، متون تبلیغاتی زیادی ترجمه شده است. اما جای تعجب است که هنوز کتاب‌های اصلی رشته تبلیغات در جهان ترجمه نشده است.   ما در هر رشته‌ای یک سری کتاب های اصلی داریم و کتاب های قابل استناد و مرجع آن رشته به شمار می آیند که در ترجمه کتب رشته تبلیغات در ایران هنوز از این کتب استفاده نشده است. این موضوع نشان‌دهنده این است که کسانی که در کار انتخاب متون ترجمه فعالند، کتب اصلی را برای ترجمه انتخاب نکرده‌اند.

کمبود دیگر برمی گردد به حوزه اساتید این رشته. وقتی در جایی ادبیات مکتوب رشد نکند و آموزش‌های لازم ارتقا نیابد، اساتید زیادی هم نمی‌توانند رشد کنند. اساتید رشته تبلیغات و بازاریابی در ایران، به لحاظ کمی زیادند اما تعداد اساتیدی که هم به لحاظ عملی و هم به لحاظ نظری تبلیغات را بشناسند و در دو حوزه فعالیت کرده باشند، در کشور ما کم است.
بنابراین یک چرخه پدید می‌آید که اجزای آن با هم ارتباط مستقیم دارند و رشد کیفی و ارتقای دانش، باعث رشد سطح کیفی آموخته های اساتید می شود که در این راستا استفاده از اساتید مطرح خارج از کشور در این عرصه  ضروری به نظر می رسد.

4-راهکارهای بومی سازی منابع درسی و آموزشی این رشته چیست و آیا اساسا ضرورتی برای این کار وجود دارد؟

منابع خارجی باید ترجمه شوند بدون اینکه دخل و تصرفی در آن صورت گیرد. اگر ما افراد توانمندی باشیم، باید بتوانیم کتاب تألیف کنیم. بومی‌سازی کتاب خارجی با دخل و تصرف در آن بی‌معناست. اگر من تصمیم گرفتم کتاب خارجی را بومی‌سازی کنم، پس آن کتاب جدید، کتاب من است. چون حرف‌های نویسنده درآن مسخ شده است و حرف‌های جدیدی به آن اضافه شده که حرف‌های من است.

من معتقدم ترجمه‌ها باید تمام و کمال باشند و در اختیار مخاطب قرار گیرند. اما تألیفات مال ما است. ما باید با نگاه بازار ایران بنویسیم و افراد را مخیر بگذاریم تا ببیند در دنیا چه خبر است و خودشان انتخاب کنند که چه بخوانند و از چه منابعی استفاده کنند. ما نمی‌توانیم به مخاطب بگوییم این را بخوان آن را نخوان!

تألیف کتاب های بومی سازی شده

بعد از مدتی مخاطب به این نتیجه می رسد که اگر قرار است موفق شود، باید بومی‌سازی‌ را با شاخص های خاصی که منطبق با شرایط جامعه خود است، انجام دهد یعنی دستور اصلی را با مؤلفه‌های فرهنگی خودمان بسنجد و در تألیفاتش بگنجاند و آنها را عملیاتی سازد.
اما در مقام ترجمه، اصل کتب باید ترجمه شود و در اختیار افراد قرار گیرد، بدون دخل و تصرف در اصل اثر نویسنده!

محدودیت‌ها یکی از عوامل بومی‌سازی است. در کشوری مثل آمریکا هم، محدودیت‌ وجود دارد. برای مثال در آمریکا برای تبلیغات کودکان محدودیت وجود دارد.  البته محدودیت‌های ما گاهی اوقات حاصل نا آگاهی از قانون است و ضرورتی ندارد با موشکافی بسیار رفتار شود. اما با این حال وقتی محدودیت‌ها را می‌بینیم، اصول و چارچوب‌های فرهنگی را می‌بینیم، می توانیم با استفاده از روش های موجود  به تولید دانش دست بزنیم.  یعنی تجارب شخصی، فرهنگ ملی و بومی، قواعد و مقررات،  اصول و روش ها را در کنار هم قرار داده وبه بومی سازی علوم بپردازیم.
اصول اساسی علوم در دنیا یکی است، اما شاخصه‌های محلی و بومی متفاوت است.

5-سرفصل های آموزشی این رشته تا چه حد منطبق با معیار های علمی جهانی این رشته است؟

در ایران وقتی ما سرفصلی را تعیین می‌کنیم، سالیان سال از آن استفاده می‌کنیم و این باعث می شود سرفصل‌های ما با الگوهای جهانی انطباق پیدا نکند، به همین دلیل اساتید خیلی به سرفصل‌ها رجوع نمی‌کنند.
نکته دیگر اینکه اگر بخواهیم سرفصل‌هایی مطابق با سرفصل‌های روز دنیا داشته باشیم، باید هزینه کنیم. اصل اول بازاریابی منبع و پول است. اگر مایل به سرمایه گذاری نباشیم و توقع داشته باشیم که اساتید وقت خود را برای تدوین سرفصل، رایگان در اختیار ما قرار دهند، کیفیت کار پایین خواهد بود. زیرا تجربه ثابت کرده است که بدون صرف هزینه ، نتیجه خوبی نخواهیم گرفت.

اما وقتی به استادی گفته می شود که سرفصلی متناسب با سرفصل‌های جهانی ارائه کند و هزینه کار هم پرداخت می شود، آن استاد وقت صرف می‌کند و مطالعه و پژوهش می‌کند و نتیجه قابل قبولی ارائه می‌کند. زیرا سرمایه استاد زمان و وقت اوست  و تجارت زمان انجام می دهد و اگر بخواهد زمانش را رایگان در اختیار بقیه قرار دهد، نمی‌تواند موفق شود. ما می‌توانیم پروژه تعریف کنیم و برای این کار اساتید و صاحبنظران قوی داریم. اما باید با برنامه‌ریزی و هزینه صحیح از این امکانات استفاده کنیم.

منبع: وب سایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

ضعف بازاریابی در زمینه گسترش گردشگری زمستانی

Posted by on 11:09 ق.ظ in بازاریابی, تبلیغات | دیدگاه‌ها برای ضعف بازاریابی در زمینه گسترش گردشگری زمستانی بسته هستند

ضعف بازاریابی در زمینه گسترش گردشگری زمستانی

در زمینه گسترش گردشگری زمستانی و عدم جذب گردشگران و توریست های خارجی به دلیل مسائل بین‌المللی و عدم پیگیری مسوولان، در اقتصاد کلان ما ضعف بازاریابی وجود دارد.

گسترش گردشگری زمستانی ضعف بازاریابی دارد

سال ۹۴ بود که حسن روحانی، رئیس‌جمهور به کشورهای اروپایی از جمله ایتالیا و فرانسه سفر کرد؛ سفری که بعد از برجام رخ داد و در جریان این سفر سندهای بسیاری به امضا رسید. از جمله موضوعاتی که طی سفر رئیس‌جمهور به فرانسه رخ داد در زمینه مشاوره و همکاری فرانسه در راستای گسترش گردشگری ایران به ویژه گردشگری زمستانی بود؛ توافقاتی که به دلیل مسائل بین‌المللی و عدم پیگیری مسوولان، تا امروز مسکوت مانده و معاون گردشگری سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری هم آن را تایید می‌کند.

ولی تیموری ، به این موضوع نیز اعتراف می‌کند که تاکنون در زمینه گسترش گردشگری زمستانی و جذب گردشگر ورودی فعالیت‌های گسترده و مدونی انجام نگرفته؛ در صورتی که پتانسیل‌های لازم در این زمینه برای جذب گردشگر وجود دارد. فعالان گردشگری نیز بر این باورند که به تنهایی و بدون حمایت دولتی، بخش خصوصی نمی‌تواند کاری در این زمینه پیش ببرد و زمینه‌های لازم، تسهیلات، بازاریابی، معرفی و تبلیغات را باید دولت فراهم کند تا بخش خصوصی بتواند در این راستا گام بردارد.

در هر صورت گردشگری زمستانی در ایران اگر برای کشورهای اروپایی و کشورهایی که خود دارای کوهستان هستند جذابیت نداشته باشد، دست کم برای کشورهای همسایه از جمله کشورهای حاشیه خلیج‌فارس که از چنین طبیعتی بی‌بهره‌اند، می‌تواند گزینه قابل تاملی باشد. در نتیجه می‌توان در بازار کشورهای همسایه و مسلمان، گردشگری زمستانی حلال را به‌صورت یک برند گردشگری مطرح کرد؛ اتفاقی که گویا حتی در اولویت‌های چندم توسعه برند گردشگری ایران نیز قرار ندارد.

گسترش گردشگری زمستانی در برنامه‌های آینده

اما ولی تیموری، معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری کشور در زمینه توسعه فعالیت‌های گردشگری زمستانی برای جذب گردشگر داخلی و ورودی می‌گوید: «در این زمینه تنوع محصولات گردشگری بسیار است و باید به‌صورت ویژه مورد بررسی قرار گیرد؛ چون چنین فرآیندی به توزیع سفر در کشور هم از نظر زمانی و هم مکانی کمک خواهد کرد.» او افزود: «لازم است محصولات جدید گردشگری زمستانی شناسایی شوند، سپس در قالب محصول جدید معرفی و مورد استفاده قرار گیرند.»

راهکارهای گسترش گردشگری زمستانی

تیموری در ادامه از جمله راهکارهای گسترش گردشگری زمستانی را در برگزاری تور و جشنواره‌های زمستانی می‌داند که البته تاکنون چنین برنامه‌هایی نیز به‌صورت پراکنده، مقطعی و جزئی رخ داده است اما هنوز به‌صورت یک برنامه کلی، مدون و سازمان‌یافته شکل نگرفته. با وجود این معاون گردشگری تاکید می‌کند که در برنامه‌های پیش رو به دنبال توسعه گردشگری زمستانی هستند.

او می گوید: «در برخی از رویدادهایی که در سازمان برنامه‌ریزی می‌شود به دنبال آن هستیم که به گردشگری زمستانی بهای بیشتری داده شود. همچنین در تدوین اطلس رویدادهای ایران توجه به گردشگری زمستانی نیز لحاظ شده است. استان‌های سردسیر باید شامل رویدادهای گردشگری زمستانی شوند و زیرساخت‌های آنها را به خوبی فراهم کنیم.»

ورود بخش برای گسترش گردشگری زمستانی

ورود بخش خصوصی در سازمان دادن به گردشگری زمستانی از جمله راهکارهایی است که معاون گردشگری به آن تاکید دارد و می‌گوید شرایط تسهیل‌کننده برای ارتباط‌گیری بخش خصوصی و گرفتن مشاوره از کشورهای پیشرفته از سوی سازمان صورت خواهد گرفت: «در سفری که رئیس‌جمهور به فرانسه داشت صحبت‌هایی صورت گرفته بود و قرار شد تا فرانسوی‌ها بخشی از تجهیزات و طراحی سایت‌ها را در ایران با هدف فعالیت‌های زمستانی انجام دهند.

متاسفانه در حال حاضر این موضوع تحت‌تاثیر مسائل بین‌المللی قرار گرفته و هنوز به ثمر نرسیده است. با وجود این سازمان این آمادگی را دارد تا این ارتباط با بخش خصوصی صورت گیرد و آنها برای تجهیزات تفریحات زمستانی با کشورهایی مانند فرانسه وارد مذاکره شوند؛ چراکه به هر روی، ظرفیت در زمینه گردشگری داخلی و بین‌المللی بالاست و باید شرایطی فراهم شود تا گردشگری زمستانی معرفی شود.»

او همکاری سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها و… را در زمینه توسعه گردشگری لازم می‌داند و اضافه می‌کند: «وزارت ورزش و جوانان، وزارت راه و شهرسازی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت کشور، وزارت امور خارجه، شهرداری‌ها، دستگاه‌های مرتبط و… باید در زمینه توسعه گردشگری زمستانی همکاری‌های لازم را با سازمان و بخش‌خصوصی داشته باشند، در غیر این صورت هر فعالیتی در این زمینه انجام گیرد موفقیتی در برنخواهد داشت.»

چالشی برای همه فصول!

اما سوالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که بخش خصوصی چگونه می‌تواند در زمینه توسعه گردشگری زمستانی گام‌های موثری بردارد؟ اتفاقی که به تبلیغات و بازاریابی گسترده نیاز دارد؛ تبلیغاتی که بخش خصوصی بارها در زمینه بازاریابی و تبلیغات تاکید کرده که توان انجام تبلیغات بین‌المللی را ندارد و چنین فعالیتی باید از سوی دولت صورت گیرد و دولت هم از نبود بودجه کافی در آن صحبت به میان می‌آورد.

علاوه بر بازاریابی، عدم توسعه زیرساخت‌های مناسب در این زمینه نیز نکته‌ای است که مصطفی شفیعی شکیب، عضو جامعه تورگردانان ایران به آن اشاره می‌کند و می‌گوید: «ایران تجهیزات و امکانات کافی را برای گردشگری زمستانی ندارد؛ آن هم در صورتی که کشورمان پهن‌ترین پیست اسکی و بهترین و فشرده‌ترین برف را دارد و می‌تواند با کشورهای دیگر در این زمینه به رقابت بپردازد؛ اما امکانات رفاهی، پشتیبانی، اقامتگاهی و… ندارد. از سوی دیگر، بسیاری از امکانات موجود هم، از نظر ایمنی نیاز به بازسازی و بازنگری دارد، چون هرآنچه موجود است متعلق به ۶۰-۵۰ سال پیش بوده.»

ایجاد زیرساخت های لازم برای گسترش گردشگری زمستانی

این عضو جامعه تورگردانان ایران ایجاد زیرساخت‌های لازم را اولویتی می‌داند که به جذب گردشگر زمستانی کمک خواهد کرد؛ زیرساخت‌هایی که بخش دولتی می‌تواند با ارائه تسهیلاتی آن را به بخش خصوصی واگذار کند و بعد از آن نوبت به بازاریابی و تبلیغات در بخش بین‌المللی می‌رسد. مشابه کاری که کشور ترکیه با موفقیت و سرعت درحال پیشتازی است و گردشگران بسیاری را با تبلیغاتی که خود دولت تقبل کرده، جذب می‌کند

او معتقد است: «با ورود توریست می‌توان ارز وارد کشور کرد. اتفاقی که ایران را در شرایط تحریم کمک می‌کند. به نظر می‌رسد اگر دولت آژانس‌های زیان‌ده دولتی را به بخش خصوصی واگذار کند می‌توانند با همان هزینه‌های اضافی که بابت نگه داشتن این آژانس‌ها انجام می‌دهند تبلیغات حوزه بین‌المللی را رونق بخشند.»

در عین حال، هادی شیرازی، دبیر جامعه تورگردانان ایران نیز نبود زیرساخت‌های لازم را دلیلی می‌داند که تاکنون نتوانسته‌ایم از ظرفیت‌های موجود گردشگری زمستانی بهره‌مند شویم.

مشاوره با کشورهایموفق در زمینه گردشگری زمستانی

این در حالی است که به باور وی، با انجام مطالعات لازم، بررسی‌های دقیق و مشاوره با کشورهایی که در زمینه گردشگری زمستانی موفق هستند می‌توان گامی در توسعه گردشگری زمستانی کشور برداشت. او در این باره می‌گوید: «در حال حاضر با توجه به امکانات و تجهیزات گسترده‌ای که کشورهای اروپایی دارند، شاید کوهستان‌های ایران برای کشورهای همسایه از جمله حاشیه خلیج‌فارس جذابیت بیشتری داشته باشد که خود ظرفیت قابل‌توجهی است.»

با وجود این از نظر شیرازی برای جذب این محدوده از کشورها نیز به تبلیغات و بازاریابی نیاز است: «دولت باید در این زمینه وارد عمل شود. باید با ارائه تسهیلات و برنامه‌های تشویقی سرمایه‌گذاران بخش خصوصی را وارد کند. بعد از آن است که نوبت به تبلیغات و بازاریابی می‌رسد که از توان بخش خصوصی خارج بوده و دولت باید دراین باره نیز از توان چانه‌زنی و بودجه خود بهره گیرد؛ زمانی که تبلیغات لازم صورت گرفت، آن وقت است که آژانس‌های گردشگری می‌توانند در این زمینه گام‌های موثری بردارند.»

تبلیغات و بازاریابی عول موفقیت در گسترش گردشگری زمستانی

آن‌طور که فعالان گردشگری باور دارند آنچه کمک می‌کند تا ایران با پتانسیل‌های گردشگری زمستانی به کشورهای دیگر از جمله حاشیه خلیج‌فارس معرفی شود، تبلیغات و بازاریابی خواهد بود؛ تبلیغاتی که هزینه بالایی دارد. این درحالی است که بخشی از بودجه سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری به‌صورت مشخص مربوط به بازاریابی گردشگری ورودی می‌شود.

منبع: دنیای اقتصاد