چاپ آگهی در روزنامه های کثیر الانتشار ۴۴۱۹۵۰۰۰-۰۲۱

بازاریابی

۶ نکته ای که نباید در برنامه بهبود تجربه مشتری فراموش کنیم

Posted by on 11:57 ق.ظ in بازاریابی, کسب و کار | دیدگاه‌ها برای ۶ نکته ای که نباید در برنامه بهبود تجربه مشتری فراموش کنیم بسته هستند

۶ نکته ای که نباید در برنامه بهبود تجربه مشتری فراموش کنیم

در بازاریابی باید تمرکز اصلی خود را بر تجربه انسانی قرار دهیم. برنامه بازاریابی برای بهبود تجربه مشتری داشته باشیم تا مشتری را از دست ندهیم.

در بازاریابی باید تمرکز اصلی خود را بر تجربه انسانی قرار دهیم. برنامه بازاریابی برای بهبود تجربه مشتری داشته باشیم. این نکات کمک می کند تا مشتری را از دست ندهیم. در گزارشی در سال 2018 گارتنر مشخص کرد که: 52% از بازاریابان در استراتژی برنامه بازاریابی خود، بودجه حوزه تجربه مشتری را ثابت و یا کاهش می دهند. در حالیکه امروزه اهمیت آن در حال افزایش است! به نظر می‌رسد این تحقیق واقعیت روشنی را نشان می‌دهد: اغلب صحبت در مورد یک موضوع ساده‌تر از انجام آن است. جیمز گیلبرت مشاور فوربز می گوید: در یک شرکت مراقبت‌ های بهداشتی مجبور بودیم انتخاب کنیم: مقدار قابل‌توجهی از هزینه های فناوری بازاریابی مان را کاهش دهیم. بودجه بیشتری دریافت کنیم. فکر می‌کنید کدام احتمال اتفاق افتاد؟ ماهها کاوش کردیم تا متوجه شویم: کدام قسمت های فناوری با هم همپوشانی داشتند. چه بخشهایی  استفاده نمی شدند. تا بتوانیم آنها را حذف کنیم. با اینحال نتوانسنیم بازگشت سرمایه مناسبی را دنبال کنیم. همه اینها  تحقق این امر را روشن ساخت: با کاهش فناوری‌ها، ما نمی‌توانیم به اندازه کاقی کارآمد باشیم. بنابراین، چگونه رهبران کسب‌وکار یک استراتژی تجربه مشتری را توسعه می‌دهند؟ (در حالیکه با موتور بازاریابی در کم‌ترین مقدار اصطکاک باشد.) پاسخ  گیلبرت ساده است: هیچ کاری بدون ورودی از سوی مشتریان انجام ندهید. هم چنین او می گوید: من به اندازه کافی خوش شانس هستم که در بازاریابی مان بر روی تجربه مشتری تمرکز داریم. علت تمرکز به دلیل فعالیت شرکت نیست. بلکه باور داریم باید روی تجربه مشتری تمرکز کنیم . همیشه توجه داشته باشید که: می بایست در بازاریابی، تمرکز اصلی خود را بر تجربه انسانی قرار دهیم. برنامه بازاریابی برای بهبود تجربه مشتری داشته باشیم. این نکات کمک می کند تا مشتری را از دست نداد. چند راه برای بهبود تجربه مشتری 1.تکنولوژی با استفاده از تکنولوژی، تجربه بهتری برای مشتریان فراهم کنید نه برای بازاریابی خود! گاهی بودجه کافی برای بازاریابی نداریم با استفاده از تگنولوژی می توان تجربه را بهینه کرد. این کمک می کند تا ایجاد نقاط اصطکاک کمتری در حوزه تجربه مشتری و بازاریابی ایجاد شود. برای مثال، قصد خروج از یک وب سایت دارید و صفحه پاپ آپ باز شود. آیا وقتی این اتفاق برای شما می‌افتد آن را دوست دارید؟ من از آن متنفرم. وقتی که به سایت های B2B می‌روم. در حالیکه، وقتی به سایتی برای خرید هدیه می روم، پیشنهاد ارسال رایگان و تخفیف خوشحال کننده است. ۲. کانال OMNI فقط به این دلیل که کانالی برای بازاریابی در دسترس وجود دارد، بدان معنا نیست که شما باید از آن استفاده کنید. با مشتریان خود رابطه برقرار کنید تا ارزش واقعی در تعامل با آنها بدست آورید. اجازه دهید مثالی بزنم: اتوماسیون پست الکترونیکی را انتخاب می کنیم. این عمل به معنای آن است که کار برای شما و سایر بازاریابان آسان‌تر شود. توجه داشته باشید: هرگز نباید مشتری بهای آن را بدهد. این ایمیل‌ها برای هزاران نفر همزمان  ارسال می شود( مهم نیست که محتوای شما چقدر عالی است). پس تبلیغات بدون هیچ ارزشی و تماس‌ها با هیچ زمینه ای انجام می‌شوند. به مردم ارزش بدهید و در عوض آن ارزش خود را بدست خواهید آورد. ضرب المثل قدیمی می گوید: با دیگران طوری رفتار کن که می خواهید با شما رفتار شود. اگرچه کلیشه ای اما درست است. هرکدام از ما چند ایمیل نخوانده بدون دلیلی برای باز کردن در Inbox داریم! ما حتی وقت نداریم روی آنها کلیک کنیم چه برسد که آنها را بخوانیم! ۳. گوش دادن در واقع اگر شما سعی نکنید به مشتریان خود گوش دهیدچگونه می توانید: به آنچه می گویند عمل کنید؟  آنها را درک کنید و متوجه نیازشان شوید؟ مشتریان احتمالی خود گوش دهید اگر شما جایی برای ذخیره این اطلاعات در هنگام تعامل با آنها نداشته باشید؟ اجرای فرایندهای کوچک نظرسنجی در مورد عملکردهای شما در بازاریابی ساده اما بسیار کارگشاست. ار آنها بپرسید: عملکرد ما در بازاریابی چگونه است؟ تمایل دارید تا بیشتر چه مواردی به شما ارایه شود؟ نظرتان در تجربه برند ما چگونه است؟ می توانید در تیم توسعه و فروش سوالاتی از این دست را از مردم پرسید و نمی توانم بگویم که چقدر بازخورد جالبی خواهید دید! ۴. محصول همیشه تغییرات اتفاق می افتد و چاره ای جز همراهی نیست. توسعه، طراحی، نوآوری وسازگاری با تغییرات در برنامه خود داشته باشید. محصول خود را کنترل کنید. از ترندها برای خدمت بهتر به مشتریان استفاده کنید.  ۵.الویت دهی آیا شما صرفا فعالیت های بازاریابی که از دستتان بر می آید را انجام می دهید؟ بهتر است تمرکز بر الویت بندی بر اساس بازخورد مشتریان داشته باشیم. سوالی که می توان از آن استفاده کرد: چگونه می توانیم برای مشتریان خود سودمند باشیم؟ هیچوقت نشنیده ام که این سوال بی نتیجه و غیر منصفانه باشد. حالا مجدد و با این رویکرد بیابید که: مخاطب شما کیست؟ همانطور که پیش تر گفته شد، این رویکرد می تواند کمک کند تا برخی چیزها که برای مخاطب مفید نیستند، حذف کنید. توجه داشته باشید در شرایط بحران این مساله نقش بسیار مهمی می تواند بازی کند. ۶.همه ما دارای حس مالکیت هستیم. خواندن نظرات نوشته شده در شبکه های اجتماعی برندها بسیار جالب است. از آنجا می توان متوجه شد که آیا تجربه مشتری را جدی می گیرند؟ آیا تلاش های بازاریابی و پشتیبانی مناسبی دارند؟ دیدن ده ها نظر از تجربیات بد بدون پاسخ، بدون هیچ نشانه از تصمیم برند برای تغییر این تجربیات عجیب به نظر می رسد! دردنیای دیجیتال این نوع تجربه ها در رسانه اجتماعی می تواند به ضرر وفاداری مشتری عمل کند.افراد می خواهند صدایی برای برای گفتن داشته باشند، پس به آنها این فرصت را بدهید. این متقابل برای شما هم مفید است. مشتریان خود را تشویق کنید تا تجربه های خود رابه اشتراک بگذارند. با حضورتیم شما در آنجا منجر به تعامل می شود و می توانید از این بازخوردها استفاده کنید. اگر بتوانیم برای مشتری خود تجربه ای خاطره انگیز بسازیم دیگر نیازی به این پرسش نخواهیم داشت: چه کاری برای افزایش تعداد مشتری انجام دهیم؟ همچنین خبر خوب دیگر این است که : با ایجاد وفاداری مشتری از طریق تجربه مشتری (User Experience) هزینه جذب مشتری،‌ میانگین درآمد، میانگین طول عمر(life Time) احتمالا بیشتر خواهد شد. مشتریان وفادار می توانند بهترین بازاریابی را برای کسب و کارمان انجام دهند. صادقانه عمل کنید و برنده باشید! منبع: ای بازاریابی

در گزارشی در سال 2018 گارتنر مشخص کرد که: 52% از بازاریابان در استراتژی برنامه بازاریابی خود، بودجه حوزه تجربه مشتری را ثابت و یا کاهش می دهند. در حالیکه امروزه اهمیت آن در حال افزایش است!

به نظر می‌رسد این تحقیق واقعیت روشنی را نشان می‌دهد: اغلب صحبت در مورد یک موضوع ساده‌تر از انجام آن است.

جیمز گیلبرت مشاور فوربز می گوید: در یک شرکت مراقبت‌ های بهداشتی مجبور بودیم انتخاب کنیم:

مقدار قابل‌توجهی از هزینه های فناوری بازاریابی مان را کاهش دهیم.
بودجه بیشتری دریافت کنیم.

فکر می‌کنید کدام احتمال اتفاق افتاد؟

ماهها کاوش کردیم تا متوجه شویم:

کدام قسمت های فناوری با هم همپوشانی داشتند.
چه بخشهایی  استفاده نمی شدند. تا بتوانیم آنها را حذف کنیم.

با اینحال نتوانسنیم بازگشت سرمایه مناسبی را دنبال کنیم.

همه اینها  تحقق این امر را روشن ساخت:

با کاهش فناوری‌ها، ما نمی‌توانیم به اندازه کاقی کارآمد باشیم.

بنابراین،

چگونه رهبران کسب‌وکار یک استراتژی تجربه مشتری را توسعه می‌دهند؟ (در حالیکه با موتور بازاریابی در کم‌ترین مقدار اصطکاک باشد.)

پاسخ  گیلبرت ساده است:

هیچ کاری بدون ورودی از سوی مشتریان انجام ندهید.

هم چنین او می گوید:

من به اندازه کافی خوش شانس هستم که در بازاریابی مان بر روی تجربه مشتری تمرکز داریم. علت تمرکز به دلیل فعالیت شرکت نیست. بلکه باور داریم باید روی تجربه مشتری تمرکز کنیم .

همیشه توجه داشته باشید که:

می بایست در بازاریابی، تمرکز اصلی خود را بر تجربه انسانی قرار دهیم. برنامه بازاریابی برای بهبود تجربه مشتری داشته باشیم. این نکات کمک می کند تا مشتری را از دست نداد.

چند راه برای بهبود تجربه مشتری

1.تکنولوژی

با استفاده از تکنولوژی، تجربه بهتری برای مشتریان فراهم کنید نه برای بازاریابی خود! گاهی بودجه کافی برای بازاریابی نداریم با استفاده از تگنولوژی می توان تجربه را بهینه کرد. این کمک می کند تا ایجاد نقاط اصطکاک کمتری در حوزه تجربه مشتری و بازاریابی ایجاد شود. برای مثال، قصد خروج از یک وب سایت دارید و صفحه پاپ آپ باز شود. آیا وقتی این اتفاق برای شما می‌افتد آن را دوست دارید؟ من از آن متنفرم. وقتی که به سایت های B2B می‌روم.

در حالیکه، وقتی به سایتی برای خرید هدیه می روم، پیشنهاد ارسال رایگان و تخفیف خوشحال کننده است.

۲. کانال OMNI

فقط به این دلیل که کانالی برای بازاریابی در دسترس وجود دارد، بدان معنا نیست که شما باید از آن استفاده کنید. با مشتریان خود رابطه برقرار کنید تا ارزش واقعی در تعامل با آنها بدست آورید. اجازه دهید مثالی بزنم: اتوماسیون پست الکترونیکی را انتخاب می کنیم. این عمل به معنای آن است که کار برای شما و سایر بازاریابان آسان‌تر شود.

توجه داشته باشید:

هرگز نباید مشتری بهای آن را بدهد. این ایمیل‌ها برای هزاران نفر همزمان  ارسال می شود( مهم نیست که محتوای شما چقدر عالی است). پس تبلیغات بدون هیچ ارزشی و تماس‌ها با هیچ زمینه ای انجام می‌شوند. به مردم ارزش بدهید و در عوض آن ارزش خود را بدست خواهید آورد.

ضرب المثل قدیمی می گوید: با دیگران طوری رفتار کن که می خواهید با شما رفتار شود. اگرچه کلیشه ای اما درست است.

هرکدام از ما چند ایمیل نخوانده بدون دلیلی برای باز کردن در Inbox داریم! ما حتی وقت نداریم روی آنها کلیک کنیم چه برسد که آنها را بخوانیم!

۳. گوش دادن

در واقع اگر شما سعی نکنید به مشتریان خود گوش دهیدچگونه می توانید: به آنچه می گویند عمل کنید؟  آنها را درک کنید و متوجه نیازشان شوید؟
مشتریان احتمالی خود گوش دهید اگر شما جایی برای ذخیره این اطلاعات در هنگام تعامل با آنها نداشته باشید؟

اجرای فرایندهای کوچک نظرسنجی در مورد عملکردهای شما در بازاریابی ساده اما بسیار کارگشاست.

ار آنها بپرسید: عملکرد ما در بازاریابی چگونه است؟ تمایل دارید تا بیشتر چه مواردی به شما ارایه شود؟ نظرتان در تجربه برند ما چگونه است؟
می توانید در تیم توسعه و فروش سوالاتی از این دست را از مردم پرسید و نمی توانم بگویم که چقدر بازخورد جالبی خواهید دید!

۴. محصول

همیشه تغییرات اتفاق می افتد و چاره ای جز همراهی نیست. توسعه، طراحی، نوآوری وسازگاری با تغییرات در برنامه خود داشته باشید. محصول خود را کنترل کنید. از ترندها برای خدمت بهتر به مشتریان استفاده کنید.

 ۵.الویت دهی

آیا شما صرفا فعالیت های بازاریابی که از دستتان بر می آید را انجام می دهید؟ بهتر است تمرکز بر الویت بندی بر اساس بازخورد مشتریان داشته باشیم. سوالی که می توان از آن استفاده کرد: چگونه می توانیم برای مشتریان خود سودمند باشیم؟ هیچوقت نشنیده ام که این سوال بی نتیجه و غیر منصفانه باشد.
حالا مجدد و با این رویکرد بیابید که: مخاطب شما کیست؟

همانطور که پیش تر گفته شد، این رویکرد می تواند کمک کند تا برخی چیزها که برای مخاطب مفید نیستند، حذف کنید. توجه داشته باشید در شرایط بحران این مساله نقش بسیار مهمی می تواند بازی کند.

۶.همه ما دارای حس مالکیت هستیم.

خواندن نظرات نوشته شده در شبکه های اجتماعی برندها بسیار جالب است. از آنجا می توان متوجه شد که آیا تجربه مشتری را جدی می گیرند؟ آیا تلاش های بازاریابی و پشتیبانی مناسبی دارند؟

دیدن ده ها نظر از تجربیات بد بدون پاسخ، بدون هیچ نشانه از تصمیم برند برای تغییر این تجربیات عجیب به نظر می رسد!

دردنیای دیجیتال این نوع تجربه ها در رسانه اجتماعی می تواند به ضرر وفاداری مشتری عمل کند.افراد می خواهند صدایی برای برای گفتن داشته باشند، پس به آنها این فرصت را بدهید. این متقابل برای شما هم مفید است. مشتریان خود را تشویق کنید تا تجربه های خود رابه اشتراک بگذارند. با حضورتیم شما در آنجا منجر به تعامل می شود و می توانید از این بازخوردها استفاده کنید.

اگر بتوانیم برای مشتری خود تجربه ای خاطره انگیز بسازیم دیگر نیازی به این پرسش نخواهیم داشت:

چه کاری برای افزایش تعداد مشتری انجام دهیم؟

همچنین خبر خوب دیگر این است که :

با ایجاد وفاداری مشتری از طریق تجربه مشتری (User Experience) هزینه جذب مشتری،‌ میانگین درآمد، میانگین طول عمر(life Time) احتمالا بیشتر خواهد شد. مشتریان وفادار می توانند بهترین بازاریابی را برای کسب و کارمان انجام دهند.

صادقانه عمل کنید و برنده باشید!

منبع: ای بازاریابی

هدفگذاری فروش و مدیریت فروش

Posted by on 9:10 ق.ظ in بازاریابی, کسب و کار | دیدگاه‌ها برای هدفگذاری فروش و مدیریت فروش بسته هستند

هدفگذاری فروش و مدیریت فروش

در تعیین هدف و هدفگذاری از روش های مختلفی استفاده می شود. در این نوشتار برخی از سیستم ها و روش های هدفگذاری فروش که شامل موارد زیر می باشد، مورد بررسی قرار می گیرد. با ما همراه باشید.

روش های هدفگذاری فروش

روش های هدفگذاری فروش

۱- روش روند گذشته یا تداوم روند قبلی

در این روش هدفگذاری فروش با فرض این که روند تغییر پارامتر موردنظر درآینده، مشابه روند سال های گذشته خواهد بود، از رشد متوسط سال های قبل جهت پیش بینی هدف پارامتر استفاده می شود. مزیت اصلی این روش سهولت استفاده از آن می باشد، اما نباید این نکته را از ذهن دور نگاه داشت که در بسیاری از موارد، صرف استناد به روند سال های گذشته می تواند گمراه کننده باشد. زیرا تغییرات و تحولات تکنولوژیکی، فرهنگی و سلیقه ای و تحولات جمعیتی باعث تأثیر در روند تغییر پارامتر مورد نظر خواهد شد.

۲- روش سطح مصرف یا مصرف سرانه

در این روش که بطور عمده جهت پیش بینی هدف محصول در سال های آتی استفاده می شود، متوسط نرخ رشد مصرف سرانه در سال های گذشته محاسبه می شود. پیش بینی تقاضا با لحاظ کردن متوسط نرخ رشد سرانه و نرخ رشد جمعیت بدست می آید.

که در آن: جمعیت کنونی –  نرخ رشد جمعیت- سال مورد محاسبه –  مصرف سرانه در سال پایه-   نرخ رشد مصرف سرانه – هدف

روش فوق زمانی استفاده می شود که امکان استناد به شاخص مصرف سرانه در مطالعه وجود داشته باشد.

۳- روش ضریب مصرف

این روش تعیین هدف  برای کالاهای واسطه ای که از آنها برای تولید کالای دیگر استفاده می شود، مناسب می باشد. بطوری که با در اختیار داشتن ضریب مصرف محصول مورد بررسی در بخش های مصرف کننده محصول و پیش بینی تولید کالایی که از محصول مورد بررسی استفاده می نماید می توان به تقاضای محصول مورد بررسی دست یافت. روش فوق در مواردی که امکان تعیین ضریب مصرف محصول فراهم باشد و همچنین امکان پیش بینی تولید کالای مصرف کننده محصول در سال های آینده فراهم باشد، مناسب می باشد.

۴- فرایند مارکو (Markov Process)

در این روش با استفاده از نظرسنجی، برای کالاهای جدید یا نوع خاصی از کالاهای موجود که نیازمند بررسی رفتار مصرف کنندگان محصول اعم از افراد یا گروههای درآمدی و یا صنایع مصرف کننده محصول واسطه ای می باشد می توان از روش فرایند مارکو استفاده کرد. در این روش از طریق پرسشنامه، مطالعه میدانی و یا مصاحبه می توان به نظر سنجی پیرامون هدف کالای مورد بررسی پرداخت.

۵- روش روند متغیر

در این روش به دلایل تغییر در شرایط اقتصادی و اجتماعی و نیز تحول الگوهای مصرفی ناشی از آنها، بررسی روند تغییرات مصرف یک کالای معین برحسب مورد در ارتباط با تغییر درآمد ملی (یادرآمد سرانه) و یا هریک از اجزای تشکیل دهنده آن نظیر سرمایه گذاری ملی (دولتی، خصوصی) مصرف ملی (دولتی، خصوصی) و … و یا اعتبارات خاص برنامه ای و بودجه خانوار انجام می شود. مقادیر پیش بینی شده برای درآمد ملی و یا هرکدام از پارامترهای فوق را به ترتیب از گزارش های مربوط به برنامه های عمرانی بودجه دولت، بانک مرکزی و سایر سازمان های ذیربط دولتی و ملی می توان تهیه نمود.

در این روش برای تحلیل ارتباط و مقایسه بین روند مصرف کالای مورد بررسی یا روند تغییرات درآمد ملی و یا هر پارامتر دیگر و طریق تناسب ساده و با رابطه همبستگی (Regression) استفاده می شود. در روش تناسب ساده چون میزان روند تغییرات مصرف کالا و روند تغییر پارامتر انتخابی در دوره گذشته معلوم هستند لذا با معلوم بودن روند آینده پارامتر انتخابی، میزان روند تغییرات مصرف کالا در آینده برآورد خواهد شد. از رقم بدست آمده به همان شکلی که در روش قبلی ذکر شد برای پیش بینی میزان هدف فروش در آینده استفاده می شود.

روش های بررسی میزان تولیدات محصول

بررسی میزان تولیدات محصول شامل گردآوری آمار و اطلاعات مربوط به تولیدات شرکت هایی است که درحال حاضر درحال ارائه این محصول می باشند و در حالت کلی بعنوان رقیب محسوب می گردند. پس از تعیین میزان عرضه محصول که برابر تولید باضافه واردات می باشد بایستی آمار و ارقام مربوط به شرکت ها و یا جمعیت مصرف کننده محصول مورد نظر بررسی و ارائه گردد تا از مقایسه میزان عرضه و تقاضای محصول، تعیین گردد که آیا محصول تولیدی دارای بازارمصرف می باشد و یا خیر؟

مرگ بازاریابی و فروش ؛ دروغ

Posted by on 9:44 ق.ظ in بازاریابی | دیدگاه‌ها برای مرگ بازاریابی و فروش ؛ دروغ بسته هستند

مرگ بازاریابی و فروش ؛ دروغ

مرگ بازاریابی و فروش زمانی فرا می رسد که فروشنده چاشنی دروغ را با کسب و کارش عجین کند و برای فروش بیشتر عیب و نقص محصولاتش را بپوشاند و بالاتر از آن، از مزایا و محسنات آن ها سخن بگوید.

دکتر سیف اله جوان – زمانی که قرار است کالایی را بازاریابی کرده و بفروشید امکان دارد از هر کلکی برای بردن بازی استفاده کنید. استفاده از شگردهای غیراخلاقی ممکن است در کوتاه مدت منجر به جلب مشتری و افزایش فروش و در نهایت سود بسیاری شود اما در دراز مدت نتیجه ی معکوس دارد.

صداقت، مشتریان شما را غافلگیر می کند.

سالیان سال است که مشتریان عادت کرده اند که فقط اطلاعات فیلتر شده ای از نقاط قوت و مزایای خدمات یا محصول را از فروشنده دریافت کنند. حال اگر اطلاعاتی مبنی بر نقاط ضعف و کاستی های محصول به آن ها داده شود این مسئله برای آن ها بسیار غیره منتظره خواهد بود. درست است که با این کار احتمال دارد برخی از مشتریان از خرید خود منصرف شوند، اما مطمئنا بسیاری از آن ها به خاطر این صداقت شما را تحسین خواهند کرد.

*صداقت، اطمینان از کیفیت محصول را به مشتری نشان می دهد.
*راستگویی بین فروشنده و خریدار اعتماد ایجاد می کند.
*با صداقت می توان مشتریان واقعی را از غیر واقعی تمیز داد.
*صداقت در بازاریابی منجر به وفاداری مشتریان خواهد شد.
*با دانستن نقاط ضعف تلاش برای برطرف کردن آن بیش تر می شود.
*صداقت برای صاحبان کسب وکار خوشنامی و اعتبار به ارمغان می آورد.

بازاریابی سبز ؛بازاریابی دوست دار محیط زیست

Posted by on 3:39 ب.ظ in بازاریابی | دیدگاه‌ها برای بازاریابی سبز ؛بازاریابی دوست دار محیط زیست بسته هستند

بازاریابی سبز ؛بازاریابی دوست دار محیط زیست

روش های برقراری ارتباط مناسب با مشتریان

Posted by on 3:24 ب.ظ in بازاریابی, کسب و کار | دیدگاه‌ها برای روش های برقراری ارتباط مناسب با مشتریان بسته هستند

روش های برقراری ارتباط مناسب با مشتریان

برقراری ارتباط مناسب با مشتریان یکی از مهم ترین هدف های هر واحد خرده فروشی محسوب می ‌شود. اما چه عواملی منجر به برقراری این ارتباط خواهد شد؟ و چه زمانی باید از آنها استفاده کرد؟ پاسخ به این سوالات می ‌تواند به شما در برقراری یک ارتباط مناسب کمک کند. در این مقاله قصد داریم تا به ارائه نکاتی در خصوص ارتباط با مشتری بپردازیم.

یک مشتری به عناوین و به شکل های مختلف باید حس کند برای شما مهم است و به او توجه دارید. نه تنها در زمینه ی فروش، بلکه حتی در چارچوب خانوادگی و اجتماعی نیز ما تا زمانی که احساس کنیم مورد توجه و علاقه ی اطرافیانمان هستیم و آنها برای ما و نیازها و خواسته هایمان ارزش قایل هستند، احساس خوب پیدا می کنیم. در حالی که، وقتی مورد بی توجهی قرار می گیریم، مثل کودکی می شویم که مورد بی مهری و بی توجهی پدر و مادر خود قرار گرفته است. مضطرب می شویم و احساس ناامنی می کنیم.

عوامل ایجاد ارتباط مناسب با مشتریان

اگر فروشندگان درصدد برقراری ارتباطی مداوم با مشتریان خود باشند، فضای فروشگاه به فضایی مناسب و پسندیده تبدیل خواهد شد. نمای داخلی و بیرونی فروشگاه از جمله ویژگی‌هایی است که می تواند روی نحوه برقراری این ارتباط تأثیر بگذارد. شما انتظار دارید مشتریان شما هنگام ورود به فروشگاه شما چه تجربه یا احساسی داشته باشند؟

تجربه ای که مشتریان شما در داخل فروشگاه شما کسب می کنند ترکیبی از چند حس مختلف است. ما قصد داریم روی حس دیداری تمرکز کنیم اما از طرفی دیگر باید به رایحه ای که در فضا پخش می شود هم توجه شود، علاوه بر این، صدایی که در آن فضا به گوش مشتریان می رسد نیز می تواند نقشی مهم در درک آنها از فضای کسب و کار شما ایفا کند.

حس بویایی از جمله حواسی است که رابطه مستقیمی با احساسات انسان دارد. بسیار مهم است که فضا عاری از هرگونه رایحه ناخوشایند (از قبیل بوهای شیمیایی، عطرهایی با بوهای تند و غیره) باشد.

یک بررسی مختصر می تواند شما را در آکنده کردن صحیح فضا به رایحه ای خوش راهنمایی کند. همچنین، می توانید صداها یا موزیک متن مناسبی انتخاب کنید که شما را در رسیدن به هدفی که برای آن تلاش می کنید، هدایت کند.