چاپ آگهی در روزنامه های کثیر الانتشار ۴۴۱۹۵۰۰۰-۰۲۱

بازاریابی

تکنیک های بازاریابی تاثیرگذار در اینستاگرام

Posted by on 4:12 ب.ظ in بازاریابی, بازاریابی محتوا | دیدگاه‌ها برای تکنیک های بازاریابی تاثیرگذار در اینستاگرام بسته هستند

تکنیک های بازاریابی تاثیرگذار در اینستاگرام

با توجه به حضور رقبای پر تعداد بازاریابان و شرکت ها و مؤسسات اقتصادی در اینستاگرام، ما نیازمند تکنیک های بازاریابی تاثیرگذار در اینستاگرام هستیم تا بتوانیم با به رقابت بپردازیم.

تکنیک های بازاریابی تاثیرگذار در اینستاگرام

با یک میلیارد کادر فعال در ماه هیچ تردیدی در مورد جایگاه بالای اینستاگرام در میان شبکه های اجتماعی بزرگ وجود ندارد. این حجم از کاربران موجب جلب توجه شمار وسیعی از برندها و بازاریاب ها شده است. آنها اینستاگرام  را به چشم یک پلتفرم استثنایی برای دسترسی به مخاطب هدف شان می نگرند. باتوجه به این نکته سهم 15درصدی اینستاگرام از درآمد تبلیغاتی فیس‎بوک جای تعجب ندارد. البته براساس پیش بینی ها این سهم تا سال 2020 به 70درصد خواهد رسید.

اگرچه اینستاگرام یک فرصت عالی برای برندها و بازاریاب ها به حساب می آید، با این حال توجه همگانی به آن موجب هجوم تعداد بسیار زیادی از برندها و بازاریاب های مختلف می شود. به این ترتیب سطح رقابت تجاری در اینستاگرام به بیشترین حدش می رسد. بدون تردید تلاش برای برجسته‎سازی برندمان در میان رقبای پرتعداد کار دشواری است. درست به همین خاطر ما نیازمند تکنیک های کاربردی در زمینه جلب نظر کاربران این پلتفرم هستیم. هدف اصلی مقاله کنونی بررسی 10 تکنیک بازاریابی واقعا تاثیرگذار در اینستاگرام است.

1. انتخاب یک جلوه و وفاداری به آن

همانطور که به احتمال زیاد می دانید، اینستاگرام حول محور زیبایی‎شناسی توسعه یافته است. در میان انواع مدل های زیبایی‎شناسی، الگوی دیداری اش در کانون توجه توسعه‎دهندگان این پلتفرم قرار دارد. به همین خاطر دستیابی به مخاطب بالا در اینستاگرام نیازمند خلق جلوه بصری جذاب برای برندمان است. متاسفانه بسیاری از برندها بدون توجه به ارتباط میان جلوه های بصری شان اقدام به پیروی از الگوهای متعدد در زمان واحد می کنند. یک برند موفق باید در استفاده از سبک و نوع رنگ ها برای محتوای اینستاگرامی خود ثابت‎قدم باشد.

نکته مهم درباره توجه به الگوی دیداری پایدار رقم تولید روزانه محتوا در اینستاگرام است. بر این اساس کاربران روزانه 100 میلیون فیلم و عکس منتشر می کنند. بدون تردید برند ما نیازمند افزودن عنصری خاص به محتوای خود به منظور ایجاد تمایز است. برندهای موفق همیشه محتوایی با قالب کلی یکسان تولید می کنند. به این ترتیب مخاطب به سرعت محتوای برند موردنظر را در میان شمار انبوهی از محتواها در بخش جست وجو (Explore) پیدا خواهد کرد.

به عنوان مثالی موفق در زمینه وفاداری به قالب کلی محتوای بصری به نحوه فعالیت برند جو مالونه توجه کنید. این برند تصویر عمومی اش را همراه با طبیعت توصیف می کند. به این ترتیب در شبکه های اجتماعی نیز همیشه عنصری از طبیعت در کنار پست های آنها حاضر است.

2. نگارش کپشن های مرتبط با مخاطب هدف

یکی از بهترین راهکارها در جهت ماندن در ذهن مخاطب ایجاد پیوندی میان محتوای بازاریابی مان و زندگی روزمره آنهاست. به این ترتیب تا مدت ها نام برندمان در ذهن آنها خواهد ماند. اهمیت نگارش کپشن های کاربردی و دارای پیوند با مخاطب هدف برندها همین نکته است. وقتی از محتوای بازاریابی صحبت می کنیم، به ویژه در شبکه های اجتماعی، کپشن بخش جدایی‎ناپذیر آن محسوب می شود. یک کپشن مطلوب مخاطب هدف را به برندمان پیوند می دهد. این امر موجب افزایش علاقه مخاطب به پیگیری کمپین ما خواهد شد.

گام نخست در زمینه نگارش کپشن و برقراری ارتباط با مخاطب هدف تحت عنوان «شناخت مخاطب» مورد بررسی قرار می گیرد. در این مرحله هر برند باید مخاطب های هدف خود را شناسایی کند. امروزه اغلب برندها دارای بیش از یک نوع مخاطب هدف هستند. به این ترتیب باید محتوای خود را با سلیقه هر گروه از مخاطب ها هماهنگ کنند. چنین امری به برندها چند صدای مختلف می بخشد. نکته مهم در این میان تلاش برای رفع هرگونه تضاد میان صداهای مختلف برندمان است. در غیر این صورت از جلوه حرفه ای آن کاسته خواهد شد.

نمونه مطلوب در زمینه نگارش کپشن مربوط به برند بوچیز لندن است. این فست فود مشهور کپشن های محتوای اینستاگرامی خود را در کوتاه ترین شکل ممکن طراحی می کند. هنر اصلی آنها در ایجاد ارتباط قوی میان مشتریان و برندشان از طریق کپشن های کوتاه است. به این ترتیب دیگر حوصله کاربران نیز از مطالعه کپشن های طولانی سر نخواهد رفت.

3. بارگذاری بیش از اندازه پست ممنوع

اگر شما قصد برجسته‎سازی کسب و کارتان در میان موج خروشان اینستاگرام را دارید، باید از بارگذاری بیش از اندازه پست دوری کنید. بی‎شک بارگذاری بیش از اندازه پست موجب رنجش خاطر کاربران می شود. نتیجه این امر نارضایتی و حتی بی‎توجهی به فعالیت برندمان در اینستاگرام خواهد بود.

نکته مهم در اینجا اطمینان از بارگذاری مداوم، نه بیش از اندازه، مطلب به منظور حضور در فهرست اخبار حوزه کسب و کارمان است. نتیجه چنین بحثی ضرورت طراحی یک برنامه زمانی دقیق برای بارگذاری مطلب در اینستاگرام است.

باتوجه به مطالعه موسسه CoSchedule Analysis، حالت ایده آل بارگذاری یک یا حداکثر دو پست در روز است. بهترین زمان های بارگذاری پست نیز بین 8 تا 9 صبح و حوالی ساعت 2 بعد از نیمه شب خواهد بود.

نکته مهم در این میان عدم کاربرد توصیه های مطلوب برای یک برند نزد سایر برندهاست. به این ترتیب هر برندی باید اندکی شخصی سازی توصیه های مربوط به زمان بارگذاری پست را در دستور کار قرار دهد.

4. استفاده از استوری برای محتوای در لحظه

استوری با اختلافی معنادار پرطرفدارترین بخش اینستاگرام به حساب می آید. اکنون کاربران اینستاگرام به طور میانگین 500 میلیون استوری در طول روز بارگذاری می کنند. از نقطه نظر بازاریابی چنین استقبالی از بخش استوری به معنای فرصتی طلایی برای برندها خواهد بود. برندها به منظور برجسته‎سازی هرچه بیشتر محتوای خود باید از بخش استوری استفاده مناسب کنند. در غیر این صورت مسیر موفقیت کمپین های شان بسیار دشوار خواهد شد.

نکته جالب در مورد استوری حذف آن پس از 24 ساعت است. به این ترتیب ما نیازمند ویرایش سنگین محتوای استوری مان نیستیم. بخش استوری معمولا برای بیان اخبار و اطلاعات در لحظه کاربرد دارد. به عنوان مثال، نمایش آخرین اخبار در مورد همایش برندمان فقط از طریق بخش استوری جذابیت خاص خود را خواهد داشت. همچنین نمایش پشت صحنه کسب و کار از طریق استوری هیجان بالایی را به مخاطب هدف منتقل می کند.

5. تولید محتوای کاربردی

بدون تردید ما با هدف توسعه برندمان در اینستاگرام حضور داریم. با این حال جلب نظر کاربران این پلتفرم بدون تمرکز بر روی حوزه تخصصی مان امکان‏ناپذیر خواهد بود. انتظار کاربران از یک برند فعال در زمینه تولید لوازم ورزشی تولید محتوای کاربردی و جذاب در همان حوزه است، بنابراین ورود به حوزه های دیگر یک اشتباه استراتژیک محسوب می شود.

یکی از بهترین راهکارها برای جلب نظر مخاطب هدف تولید محتوای کاربردی است. به این ترتیب برندمان به طور خودکار ترقی قابل ملاحظه ای را تجربه خواهد کرد. گام نخست در این زمینه بیان نحوه تاثیرگذاری محصول مان بر روی زندگی مشتریان است. به هر حال کلید موفقیت برندها تولید محصول با هدف رفع مشکلات مشتریان است. اشاره به مشکل مخاطب هدف و تلاش برای رفع آن اهمیت حیاتی دارد.

برند مزارع کالیفیا یکی از نمونه های موفق در زمینه نمایش کاربرد محصولاتش بر روی زندگی مشتریان است. آنها در زمینه تولید نوشیدنی های طبیعی شهرت بالایی دارند. در اینستاگرام نیز بخش قابل توجهی از پست های آنها را معرفی نوشیدنی های تازه شان تشکیل می دهد. در کنار معرفی نوشیدنی های طبیعی، معمولا به خاصیت های درمانی و پزشکی آنها نیز اشاره کلی می شود.

ادامه دارد…

روان شناسی رنگ ها در بازاریابی و برندسازی

Posted by on 4:21 ب.ظ in بازاریابی, کسب و کار | دیدگاه‌ها برای روان شناسی رنگ ها در بازاریابی و برندسازی بسته هستند

روان شناسی رنگ ها در بازاریابی و برندسازی

فروشگاه های بزرگ و سایر شرکت ها به بازاریابی به مثابه هنر جلب نظر و ترغیب خریدار نگاه می کنند. بدون تردید متغیرهای بسیار زیادی بر روی فرآیند تصمیم گیری مشتریان فروشگاه های ما تاثیر می گذارد. یکی از مهم ترین عوامل تاثیرگذاری بر روی مشتریان به هنگام بازدید از یک فروشگاه رنگ های مورد استفاده در جلوه های بصری و نوع چینش آنهاست. این امر نه تنها در مورد شیوه چینش محصولات، بلکه نحوه قرارگیری آنها در پوسترهای تبلیغاتی نیز صادق است. به هنگام بازاریابی برای محصولات جدید توجه به اهمیت و تاثیرگذاری رنگ ها بر روی خریدار ضروری است.

براساس تحقیقات گوناگون استفاده از ترکیب رنگ های مناسب باعث افزایش شناسایی برندها تا 80درصد می شود. همچنین آشنایی دیداری مشتریان با برندمان نیز 93درصد رشد خواهد داشت. نکته جالب اینکه نزدیک به 85درصد از مشتریان دلیل اصلی خرید محصولی خاص از یک برند در مقایسه با برندهای مشابه دیگر را شیوه رنگ بندی عنوان کرده اند.

رنگ ها چقدر بر روی تصمیم خریدار تاثیر دارد؟

پس از آنکه چالش تعیین قیمت و برآورد سود برندمان را پشت سر گذاشتیم، نوبت به رسیدگی به نحوه خلق جلوه بصری برای محصول مان می رسد. این امر به دلیل تاثیرپذیری بسیار بالای مخاطب از جلوه های دیداری اهمیت بالایی دارد. در حقیقت، جلوه دیداری یک محصول موجب افزایش 93درصدی تمایل مشتریان به خرید می شود. نکته جالب اینکه سهم متن (تبلیغات متنی) در این میان 6درصد است. وضعیت جلوه های صوتی و انواع بو نیز فقط یک درصد برآورد شده است.

به این ترتیب هر برند حرفه ای باید بر روی حوزه بازاریابی بصری سرمایه گذاری کند. به محض اینکه یک مشتری به سوی محصول دارای طیف رنگی مورد علاقه اش حرکت کند، تقریبا بیشتر فرآیند تاثیرگذاری برندمان و فروش محصول به سرانجام رسیده است. هنگامی که چهار عنصر رنگ، طراحی، متن و بو ترکیب شود، تصمیم خرید مشتریان تا حد زیادی نهایی خواهد شد.

در ادامه مقاله حاضر به بررسی نحوه تاثیرگذاری برخی از طیف رنگ های پرطرفدار بر روی خریدار خواهیم پرداخت. هدف اصلی کمک به برند شما در راستای انتخاب رنگ هایی مناسب برای بازاریابی و برندسازی است.

1. قرمز

هنگامی که نوبت به شخصی سازی و نشانه گذاری بصری می رسد، رنگ قرمز به طور قابل ملاحظه ای برانگیختگی در احساسات مخاطب ایجاد می کند. این طیف رنگ سمبل عشق، امیدواری و علاقه است. در بازاریابی رنگ قرمز برای افزایش ضربان قلب شناخته می شود. به همین خاطر از آن در راستای جلب توجه و درگیرسازی عاطفی مخاطب بهره برداری می شود. مزیت رنگ قرمز ایجاد نوعی حالت اضطرار در خریدار و تاثیرگذاری بسیار سریع بر روی فرآیند خرید است.

به این ترتیب شانس فروش برندها در عمل افزایش خواهد یافت. همچنین رنگ قرمز موجب تحریک میل به غذا نیز می شود. درست به همین خاطر بسیاری از رستوران ها در لوگوی شان از طیف رنگ قرمز بهره می برند. به طور معمول رنگ قرمز در دنیای برندسازی با مفاهیمی نظیر نجات بخشی، امنیت، آگاهی بخشی و تحرک بدنی پیوند دارد. این رنگ از سوی برندهایی نظیر تارگت، هینز، یوتیوب و نت فلیکس مورد استفاده قرار گرفته است. بین 62 تا 90درصد مشتریان تصمیم های لحظه ای و تغییرناپذیرشان در مورد خرید را بر پایه رنگ قرمز می گیرند. به این ترتیب باید بدان توجه ویژه ای داشت.

2. زرد

روانشناسی رنگ

این رنگ بازنمایی بهینه فرآیندهای ذهنی، ترغیب عمومی به سوی هدفی خاص و جلب نظر مخاطب به گونه ای لذت بخش است. بنابر یافته های پژوهشگران حوزه علوم اعصاب، رنگ زرد موجب ایجاد هیجان و لذت در افراد می شود. در بازاریابی رنگ زرد بیانگر دید مثبت، جوان گرایی و وضوح است. کاربرد اصلی این رنگ برای جلب نظر فوری مخاطب از پشت غرفه های فروش است. بنابر پژوهش های کارشناسان حوزه نوزاد و کودک رنگ زرد بیش از هر طیف دیگری مورد شناسایی ما قرار می گیرد، بنابراین استفاده وسیع از رنگ زرد در محصولات ویژه نوزاد و کودک جای هیچ تعجبی ندارد.

نکته مهم درخصوص رنگ زرد ایجاد تاثیر ذهنی بسیار طولانی بر روی مخاطب است. به این ترتیب از نظر روانشناختی این رنگ تا مدت ها ذهن افراد را درگیر خود می سازد. از نقطه نظر تبلیغاتی نیز رنگ زرد به سرعت مورد توجه ما قرار می گیرد. شاید این نکته برای بسیاری از ما عجیب باشد، با این حال بررسی دقیق نحوه واکنش مان نسبت به رنگ های مختلف به خوبی بیانگر صحت مدعای فوق خواهد بود. اگرچه رنگ زرد تاثیرگذاری بسیار مطلوبی بر روی مخاطب دارد، با این حال نباید در استفاده از آن زیاده روی کرد.

مشاهده بیش از اندازه رنگ زرد موجب ایجاد حس خشم و عصبانیت در افراد می شود. به همین دلیل استفاده از آن در دنیای تبلیغات و بازاریابی به گونه ای هوشمندانه صورت می گیرد. برندهای بزرگی نظیر نیکون، IKEA، کت و DHL در فرآیند برندسازی شان از رنگ زرد بهره برده اند. مشاهده لوگو آنها به خوبی بیانگر میزان اعتماد و سرمایه گذاری شان بر روی طیف رنگ زرد است.

3. آبی

روانشناسی رنگ بازاریابی

این طیف رنگ به طور عمده با آب در ارتباط است. همچنین رنگ بسیار مطلوبی برای آقایان محسوب می شود. رنگ آبی از نظر تاثیرگذاری یکی از منحصر به فردترین طیف های ممکن محسوب می شود. علاوه بر بازنمایی احساس آرامش و اعتماد، از نظر چشم نوازی نیز عملکرد عالی دارد. برخلاف بسیاری از رنگ های دیگر، مشاهده گسترده رنگ آبی موجب اذیت مخاطب نمی شود. به همین خاطر اغلب در انتخاب رنگ برای محیط های کاری میان گزینه های نخست قرار دارد. از نظر برندسازی، استفاده از رنگ آبی موجب القای احساس امنیت و اعتماد می شود. براساس نظرسنجی سایت ما، در صورت استفاده از رنگ آبی به عنوان طرح اصلی فروشگاه مان میزان علاقه مشتریان برای ورود به محیط فروشگاه و خرید 15درصد افزایش خواهد یافت. به علاوه رنگ آبی در ارتباط با افزایش میزان تولید نیروی کار و تقویت روحیه اش نیز هست.

وقتی صحبت از القای احساس آرامش و اعتماد می شود، بسیاری از برندها به سراغ استفاده از رنگ آبی می روند. نمونه واضح این امر نحوه عملکرد شرکت های فعال در زمینه فروش املاک است. آنها نیازمند جلب اعتماد مشتریان خود هستند. در این میان هیچ راهکاری مانند استفاده از رنگ آبی برای برندسازی و تبلیغات موجب جلب نظر مشتری نمی شود. طیف رنگ آبی روشن علاوه بر القای حس اعتماد موجب افزایش اعتماد به نفس برندها نیز می شود. به این ترتیب اغلب برندهای فعال در زمینه امور مالی از آن بهره می برند. همچنین رنگ آبی در زمینه افزایش میزان وفاداری خریدارها نیز تاثیرگذار است. برندهایی نظیر جی پی مورگان، فیس بوک، امریکن اکسپرس، لینکدین و دل از رنگ آبی برای توسعه برند و بازاریابی تاثیرگذار استفاده می کنند.

4. نارنجی

روانشناسی رنگ بازاریابی

این رنگ بازنمای علاقه و تعهد در کنار هیجان است. همچنین رنگ نارنجی به خاطر ماهیت گرم اش مورد پسند بسیاری از مردم قرار دارد. به ویژه در فصل های سرد مشاهده آن بسیار لذت بخش است. در بازاریابی استفاده از آن موجب ایجاد هیجان در مخاطب و تاثیرگذاری بلندمدت بر روی خریدار می شود. برندهای دارای رنگ نارنجی به طور معمول جذاب و شادی آور قلمداد می شوند. البته از نقش منحصر به فرد رنگ نارنجی در زمینه ترغیب مخاطب به سوی عملی خاص نیز نباید گذشت. درست به همین خاطر اغلب کادرهای ثبت نام در خبرنامه، طرح های فروش و اطلاع رسانی به این رنگ طراحی می شود.

رنگ زرد اغلب اوقات به خاطر ایجاد احساس سودمندی و مقرون به صرفه بودن مورد توجه قرار می گیرد. برندهایی نظیر Payless and Home Dpot، آمازون، نیکلودئون، هوترز موزیلا و برخی سایت های مشهور مانند کوپن کابین از آن سود می برند. دلیل اصلی تمرکز برخی از درگاه های سرمایه گذاری و پرداخت بر روی رنگ نارنجی نیز در همین نکته نهفته است. وقتی ما احساس صرفه جویی اقتصادی را در خریدار زنده کنیم، تمایل وی به خرید بیشتر و بالطبع صرفه جویی از طریق آن افزایش خواهد یافت.

5. سبز

روانشناسی رنگ برندسازی

رنگ سبز بیانگر سلامتی، آرامش و راحتی است. همچنین به طور سنتی از آن برای اشاره به طبیعت و سنت های مفید در تقابل با فشار و استرس ناشی از زندگی مدرن استفاده می شود. چشم انسان توانایی مشاهده بیشترین میزان طیف رنگ سبز را دارد. این امر در مورد سایر رنگ ها با فاصله ای معنادار کمتر است. از نظر روانشناسی، رنگ سبز بیانگر شکوفایی و امید است. از نقطه نظر بازاریابی از آن برای طراحی دکور فروشگاه ها به صورت آرام بخش استفاده می شود. ارتباط رنگ سبز با حوزه سلامت نیز بر هیچ کس پوشیده نیست. هنوز هم در بسیاری از بیمارستان ها کادر جراحی از یونیفرم های یکدست سبز به منظور القای حس آرامش به بیمار استفاده می کنند. رنگ آبی نیز به دلیل تاثیر مشابه کاربرد یکسانی دارد. از آنجایی که امروزه بسیاری از مشتریان نسبت به حفاظت از محیط زیست حساس هستند، اغلب برندهای حامی محیط زیست از رنگ سبز برای برندسازی و بازاریابی سود می برند. نکته جالب اینکه رنگ سبز در قرن 15 انتخاب نخست مردم اروپا برای طراحی لباس های عروسی بود. برند اسپاتیفای، Holiday Inn، لند رُور، جان دیری و Whole Foods طرح های برندسازی و بازاریابی خود را بر روی استفاده از طیف رنگ سبز بنا نهاده اند.

6. بنفش

روانشناسی رنگ برندسازی

بنش رنگ شکوه، عظمت و اشرافیت است. همچنین برای بازنمایی احساس دانایی نیز به کار می رود. در بازاریابی از آن برای القای حس آرامش و اعتماد به نفس استفاده می شود. به طور معمول برندهای فعال در زمینه تولیدات زیبایی و مقابله با افزایش سن به بنفش علاقه دارند. به دلیل بازنمایی احساس علم به نکات فراوان و دانشمندی، برندهای فعال در زمینه تکنولوژی های مدرن به بنفش علاقه زیادی دارند. برند یاهو، Craigslist و هالمارک از طیف رنگ بنفش در آفرینش خود و کمپین های بازاریابی شان سودهای بسیاری برده اند. دلیل اصلی شهرت بالای رنگ بنفش ایجاد ارتباطی میان ثبات رنگ آبی و انرژی و هیاهوی رنگ قرمز است. به این ترتیب بنفش تقریبا تمام ویژگی های طیف آبی و قرمز را به طور همزمان دارد.

همانطور که اشاره شد، طیف رنگ بنفش ویژگی اشرافیت را منتقل می کند. به همین خاطر در اروپا تا مدت ها از سوی خاندان های سلطنتی برای تزئین کاخ ها و لباس ها مورد استفاده قرار می گرفت. همچنین به دلیل ارتباط آن با ویژگی های رنگ قرمز از سوی برندهای خلاق و فعال در زمینه تکنولوژی های مدرن مورد توجه واقع شده است. نکته مهم برای بازاریاب ها تاثیر منفی استفاده بیش از اندازه رنگ بنفش در کمپین هاست. درست مانند رنگ زرد، در اینجا نیز باید از طیف رنگ بنفش به صورت محدود و هوشمندانه استفاده کرد.

7. مشکی

تاثیرگذاری بر روی خریدار

این رنگ بازنمایی پیچیدگی، رمز و راز، قدرت و کنترل است. به طور معمول برای فروش محصولات تازه در زمینه IT و به طور کلی هر محصول لوکسی از رنگ مشکی استفاده می شود. در اغلب موارد برندهای فعال در زمینه بهداشت و دارو برای بسته بندی تولیدات بسیار پیشرفته شان از این رنگ استفاده می کنند. به ویژه برندهای فعال در زمینه تولید رژ لب و سایر لوازم آرایش صورت برای بانوان توجه ویژه ای به رنگ مشکی برای بازاریابی و برندسازی دارند.

نکته ای که در مورد رنگ زرد و بنفش پیرامون اذیت مخاطب در صورت استفاده زیاد مطرح است، در اینجا نیز کاربرد دارد، بنابراین نباید سرمایه گذاری بیش از حدی بر روی رنگ مشکی انجام داد. به طور معمول برندها از رنگ مشکی در کنار سفید برای جلب نظر مخاطب استفاده می کنند. برندهایی نظیر گوچی و آدیداس مشهورترین نمونه های استفاده درست از این رنگ هستند. هیچ رنگی در جهان به اندازه مشکی برای ملت های مختلف دارای بار معنایی یکسان نیست. همین امر توجه برندهای چندملیتی و فعال در کشورهای مختلف را جلب کرده است.

8. سفید

تاثیرگذاری بر روی خریدار

رنگ سفید نمایانگر دقت، تمیزی، پختگی و امنیت است. به همین دلیل رنگ قالب اغلب پروژه های کاری سفید است. مشاهده این رنگ موجب ایجاد احساس آرامش و راحتی در مخاطب می شود. در کنار رنگ آبی، رنگ سفید نیز یکی از محبوب ترین گزینه ها برای تزئین دفترهای کاری است.

مشهورترین برند در زمینه استفاده مناسب از رنگ سفید گوگل است. استفاده از رنگ سفید به عنوان پس زمینه موتور جست وجو، برخلاف بسیاری از رقبای شان با پس زمینه شلوغ، موجب ایجاد احساس اعتماد و آرامش در مخاطب می شود. همچنین کاربرد رنگ سفید موجب جلب توجه سایر المان های تصویر خواهد شد. درست به همین دلیل از آن به عنوان پس زمینه برای نگارش مطلب استفاده می شود.

اندیشه های پایانی

امروزه بازارها بیش از هر زمان دیگری رقابتی شده اند. همچنین فرآیند فروش محصولات نیز به شدت کوتاه شده است. به همین دلیل فشارها بر روی تیم های بازاریابی برای فروش هرچه بیشتر محصولات به شدت افزایش یافته است. اکنون اغلب صنایع در حال تکاپو برای تغییر وضعیت بصری خود هستند. به هر حال هر برندی در پایان روز باید تصویر درستی از نحوه تاثیرگذاری اش بر روی مخاطب از طریق کاربرد رنگ های درست داشته باشد.

منبع: فرصت امروز

تکنیک بازاریابی پا لای در (foot in the door )

Posted by on 2:28 ب.ظ in بازاریابی | دیدگاه‌ها برای تکنیک بازاریابی پا لای در (foot in the door ) بسته هستند

تکنیک بازاریابی پا لای در (foot in the door )

تکنیک بازاریابی پا لای در (foot in the door ) یک تکنیک  همراه سازی و متقاعد سازی است که در آن قبل از آنکه در خواست اصلی مطرح شود، ابتدا یک درخواست کوچک و بی اهمیت را مطرح می‌کند و بعد از گرفتن جواب مثبت درخواست بعدی و اصلی را مطرح می کند.

آیا تا به حال برایتان پیش آمده است که با درخواست کوچک فردی موافقت کنید و کمی بعد درحالی به خود بیایید که خواسته بزرگتر از طرف همان فرد را هم قبول کرده اید؟ اگر پاسخ شما به این سوال مثبت است شما یک قربانی رسمی تکنیک « پا لای در » شده اید.

این سناریو را تجسم کنید که یک فروشنده درب منزل شما را می زند و از شما می پرسد: اشکالی ندارد که یک سؤال کوچک از شما بپرسم؟ این یک درخواست کوچک از طرف اوست که ضرورت چندانی هم برای شما ندارد. پس شما در را باز می‌کنید تا به حرف هایش کامل گوش دهید. اما کمی بعد خود را در یک موقعیت متفاوت می بینید.. اکنون او درخواست بزرگ خود را مطرح کرده است. حالا فقط یک مخلوط کن می خواهید یا حاضرید برای تندرستی خود یک آب میوه گیری خوب و مقاوم خرید کنید.

تکنیک بازاریابی پا لای در چیست ؟

تکنیک بازاریابی پا لای در (foot in the door ) یک تکنیک  همراه سازی و متقاعد سازی است که در آن قبل از آنکه در خواست اصلی مطرح شود، ابتدا یک درخواست کوچک و بی اهمیت را مطرح می‌کند و بعد از گرفتن جواب مثبت درخواست بعدی و اصلی را مطرح می کند.

نام این تکنیک  از این مفهوم گرفته شده است که وقتی شما پای خود را لای در بگذارید خواسته کوچک اول احتمال این که در بسته نشود و برای گام‌های بعدی باز شود که همان خواسته بزرگ اصلی است، بیشتر خواهد شد. همراه سازی و گرفتن جواب مثبت از دیگران یکی از مهم ترین تکنیک های موفقیت در زندگی شخصی و سازمانی است.

کاربردهای تکنیک پا لای در

مثلا برای این که بخواهید دیگران را متقاعد کنید روی پروژه پیشنهادی شما سرمایه گذاری کنند یا محصول شما را بخرند یا شما را استخدام کنند یا با شما ازدواج کنند می‌توانید از اول ایده اصلی خود را مطرح کنید و سپس اصرار کنید.

 اما تکنیک پا لای در باعث می‌شود که فشار بسیار کمی از طرف شما برای طرف مقابل وارد شود. یعنی فقط یک درخواست کوچک از او می کنید و راه را برای پذیرش آسان ترین درخواست های بعدی فراهم می کنید. پس فراموش نکنید با یک درخواست کوچک و کم‌هزینه رابطه خود را شروع کنید و از این ابزار اخلاقی استفاده کنید

پایداری زیستی همراه با بازاریابی سبز – بخش اول

Posted by on 3:32 ب.ظ in بازاریابی | دیدگاه‌ها برای پایداری زیستی همراه با بازاریابی سبز – بخش اول بسته هستند

پایداری زیستی همراه با بازاریابی سبز – بخش اول

پایداری زیستی همراه با بازاریابی سبز ، عنوان مقاله ای است که توسط دکتر حمیدرضا سلمانی مجاوری، فاطمه عمادی، مهسا غلامی و الهام صادقیان نگارش یافته است. باتوجه به اهمیت موضوع محیط زیست بخصوص مسئولیت اجتماعی شرکت ها در رابطه با محیط زیست، این مقاله در چند بخش برای مطالعه علاقه مندان به مباحث محیط زیست، بازاریابی و بازار یابی سبز ارائه می شود.

در سال های اخیر صاحبنظران در حوزه های مختلف علمی نگرانی های خود را در رابطه با محیط زیست بیان کرده اند که پژوهشگران و متخصصان بازاریابی نیز از این امر مستثنی نبوده اند، تا اینکه مفهوم جدیدی تحت عنوان بازاریابی سبز مطرح شد و پژوهش های زیادی به منظور بررسی تأثیر آن و عناصر مربوط به آن بر کسب و کار انجام شد. بازاریابی سبز یک روند جالبی است که امروزه اکثر کشورها در این زمینه شروع به کار کرده اند. کاتب و هلسن بیان می کنند که بازاریابی سبز برنامه های دولت را تقویت می کند.

در این مقاله سعی بر این است که با مفاهیم و اصطلاحات بازاریابی سبز آشنا شده و میزان پیشرفت کشور عزیزمان ایران را مورد بررسی قرار دهیم .

چالش های بازاریابی سبز

چالش های بازاریابی سبز

یکی از حیطه های بازرگانی که در مسایل محیطی بحث زیادی را به خود اختصاص داده بازاریابی سبز است. در سال ۱۹۹۲ یک مطالعه نشان داد که برای ۹۳ درصد افراد اثرات زیست محیطی یک محصول در زمان خرید آن مهم است. در سال ۱۹۹۴ محققان به این نتیجه رسیدند که ۴۲ درصد مصرف کنندگان اروپا محصولات را براساس عملکرد محیطی انتخاب می کنند و ۲۷ درصد افراد در انگلستان محصولاتی با سازگاری بالای ۲۵ درصد با محیط را خریداری می کنند.

صنعت محصولات سبز در سال ۲۰۰۶ بیش از  ۲۰۰  بیلیون تخمین زده شده بود. شرکت ها با بازاریابی سبز روبرو شده اند. تولید کالاهای مطمئن تر از نظر اکولوژیکی، بسته بندی های چند بار مصرف و تجزیه شدنی، کنترل و نظارت بیشتر بر آلودگی و عملیاتی که مستلزم صرفه جویی بیشتر در انرژی است، از جمله راه هایی هستند که شرکت ها به آن تمسک جسته اند.

تاریخچه بازاریابی سبز

تاریخچه بازاریابی سبز به سال ۱۹۷۰ بر می گردد. فارغ از توجهات دهه ۷۰ ، در اواخر دهه ۸۰ ایده ای به نام بازاریابی سبز ظهور خودش را اعلام کرد. در این موقع مرکز توجه مشتریان به سمت محصولات سبز گرایش پیدا کرد و پس از آن موضوع بازاریابی سبز مطرح و پژوهش های زیادی خصوصا در کشورهای توسعه یافته انجام شد.

تمرکز اصلی بازاریابی سبز در اواخر ۱۹۸۰ و اوایل ۱۹۹۰ درباره اندازه بازار سبز و خصوصیات مصرف کنندگان بود. اکثر شرکت ها امروزه از خود می پرسند: ما می توانیم سبز، پاک و سودمند برای هر زمانی باشیم؟
بازاریابی سبز به عنوان یک گرایش مهم در تجارت پیشرفته مطرح شده است. تقاضا برای محصولات اکولوژیک و فعالیت های تجاری پایدار دلایل متعددی داشت که از جمله آن می توان به افزایش سطح آگاهی های مشتریان درباره مسایل محیطی و قوانین سخت معرفی شده دولت های ملی، بخصوص در کشورهای توسعه یافته صنعتی اشاره کرد. شروع فعالیت های بازاریابی سبز با تمایل به سمت حرکت های همه جانبه و گروهی باید باشد.

رشد جنبش سبز

در سال های اخیر نیز محیط گرایی یا جنبش سبز در ایالات متحده به عنوان یک جریان مهم رشد کرد. جنبش سبز به عنوان یک جنبش اجتماعی مشخص در سال های اخیر شامل جنبه های مختلف زندگی مثل سیاست، مصرف، تکنولوژی، خرید محصول، بازار، تولید و منابع است.

بازاریابی سبز را بازاریابی یا ترفیع محصول براساس یک عملکرد محیطی یا یک بهبود در آن تعریف کردند.
بازاریابی سبز یک ابزار پیچیده است که تمام سازمان و فعالیت های آن را برای رسیدن به موفقیت و مزایای بلند مدت در برمی گیرد.
بازاریابی سبز فرآیندی اجتماعی است که افراد و گروه ها از طریق مبادله محصولات و ارزش آنها، نیاز و خواسته خود را از طریق یک روش اخلاقی که اثرات منفی بر محیط زیست را حداقل کند برآورده می کنند. بازاریابی سبز فرآیندی مدیریتی است که مسئولیت آن شناسایی، پیش بینی و ارضای نیازهای مشتریان و جامعه بوسیله یک روش سودمند و پایدار است.

هدف بازاریابی سبز

هدف بازاریابی سبز وارد کردن موضوعات محیطی در تلاش های بازاریابی است. فعالیت های زیست محیطی به ندرت در همه معیارهای ارزیابی شرکت جای می گیرند. اکثر شرکت ها از ابزارهای اندازه گیری سنتی (سود، ROI ، سهم بازار و …) برای ارزیابی موفقیت نوآوری های سبز استفاده می کنند. اگرچه امروزه برخی از شرکت ها به دلایل بشر دوستانه به سمت سبز شدن می روند، با این وجود تعداد کمی از شرکت ها سبز بودن را به عنوان یک فرصت استراتژیک درک کرده اند.

با اینکه تقاضا ناپایدار بوده و شرایط و استانداردهای بازار، از یک بازار به بازار دیگر متفاوت است، بازاریابی سبز به یک اهمیت جهانی دست پیدا کرده است. مطالعات غربی نشان می دهند آگاهی های محیطی مشتریان امریکا و اروپای غربی در دهه گذشته در حال رشد است و اخیرا مصرف سبز در مناطق آسیایی نیز آغاز شده است.

(Mainieri and Barnett 1997) بیان کردند زنان تمایل محیطی بیشتری نسبت به مردان دارند، تا جایی که آنها محصولات سبز، بیشتر خرید می کنند و سهم بیشتری در تفکیک بسته های قابل بازیافت دارند، اما آنها  تمایز مهمی بین دو جنس، یعنی مداخله در فعالیت برای نگهداری منابع طبیعی یا مشارکت در گروه های  محیطی پیدا نکردند.

ادامه دارد

6 سؤال اشتباه فروشندگان که باعث فرار مشتری می شوند

Posted by on 4:43 ب.ظ in بازاریابی | دیدگاه‌ها برای 6 سؤال اشتباه فروشندگان که باعث فرار مشتری می شوند بسته هستند

6 سؤال اشتباه فروشندگان که باعث فرار مشتری می شوند

در این نوشتار می خواهیم 6 سؤال اشتباه فروشندگان را که باعث فرار مشتری می شوند، بررسی کنیم. امیدواریم مطالبی که ارائه کرده ایم مورد توجه تان قرار گرفته و برایتان مفید باشد. با ما همراه باشید.

حتما شما هم با بسیاری از فروشنده ها و ارائه دهندگان محصولات و خدمات مواجه شده اید که با این که می توانند خیلی حرفه ای عمل کنند، اما بعضی اوقات اذیت کننده رفتار می کنند. آن ها برخی اوقات با یک سری پرسش های نامناسب که تصور می‌کنند، مفید هستند، مشتری ها را آزار می دهند.

ارتباط خصومت آمیز با مشتری

یک نوع ارتباط مابین مشتری و فروشنده را می توانیم به گونه ای ارتباط خصومت آمیز بنامیم که فروشنده با پرسش هایی نامناسب مشتری را آزار می دهد. بنابر این با تغییر سؤالات می توانیم به جواب های بهتری برسیم به شرط این که مشتری را به صورت صفر و یک یا فقط مشتری را صرفا به صورت پول نبینیم؛ بلکه مشتری را به صورت انسانی که دارای پوست و گوشت و استخوان و بخصوص احساس است، ببینیم .

6 سؤال اشتباه فروشندگان

 

* چقدر می خواهید هزینه کنید؟

اولین سؤالی که معمولا فروشنده ها اشتباه می پرسند، این است که می پرسند چقدر می خواهید هزینه کنید؟ مشتریان معمولا در مورد بودجه خودشان آگاهانه دروغ می گویند؛ چرا که فکر می‌کند دروغ نخستین مرحله ی ضروری در معامله است. در این صورت هیچ دلیلی وجود ندارد که در مرحله نخست در مورد بودجه شان جواب درستی به شما بدهند. اگر مشتری سابقه همکاری با شما را داشته باشد، احتمالا شما می توانید حدس بزنید که توان مالی او به چه صورتی است یا در چه حدی می خواهد هزینه کند. ولی طرح این سوال اساسی مناسبی نیست.

* قیمت برایتان مهم تر است یا کیفیت؟

 دومین سوال از 6 سؤال اشتباه فروشندگان این است که قیمت برایتان مهم تر است یا کیفیت؟ این یک سوال واقعا احمقانه ای است و اگر بخواهید بر سر قیمت بحث و رقابت کنید بدون شک شکست خواهید خورد در صورتی که میان رقبا ارزان ترین فروشنده نیستید، باید ارزش واقعی محصولات خودتان را عرضه کنید و متقاضی را توجیه کنید که چرا محصول یا خدمات شما را باید با چنین قیمتی بخرد. جمله معروفی است که می گوید مشتری وقتی از شما خرید می کند که احساس کند چیز با ارزش تر از پول دارد دریافت می‌کند.  این هنر شماست در پرزنتیشن (Presentation – ارائه مطلب ) که بتوانید به او اثبات کنید.

* شما خودتان تصمیم گیرنده هستید؟

 سومین سوال اشتباه فروشنده ها این است که از مشتری بپرسد شما خودتان تصمیم گیرنده هستید؟ چنین سؤالی جواب شفافی ندارد چرا که تصمیم گیرنده در مراحل مختلف فروش متفاوت است. منظور شما از این سؤال چیست؟ آیا منظورتان کسی است که قرارداد نهایی را امضا می کند؟ یا کسی که معین می کند به مرحله بعدی فروش برود؟ اگر می خواهید این سؤال را بررسی کنید، این سوال حس بدی به مشتری می دهد چرا که کمتر کسی دوست دارد صرفا اطلاع دهنده باشد.

* چه زمانی مناسب تماس گرفتن برای صحبت کردن است؟

چهارمین سؤال از 6 سؤال اشتباه فروشندگان این است که خیلی وقت ها از مشتری می پرسیم که چه زمانی مناسب تماس گرفتن برای صحبت کردن است؟ شما نباید به این فکر کنید که مشتریان و متقاضیان نشسته اند و منتظر تماس شما هستند. بی شک زمان غنیمت است  کسانی که بخواهند زمانشان را در اختیار شما بگذارند، می گذارند. می توانید بجای این سوال، سؤالات جذاب تری بپرسید. مثلا این گونه بپرسید: “آیا زمان نامناسبی تماس گرفته ام ؟”.

* برای خدمات تا چه ساعت حاضر به پرداخت پول هستید؟

پنجیمن سؤال اشتباه این است که برای خدمات تا چه ساعت حاضر به پرداخت پول هستید؟ با این سؤال شما به مشتری نشان می دهید که این رابطه صرفا برمبنای پول است که این خود رابطه غلطی است. آیا اساس امر فروش ایجاد تعادل بین خواسته های مشتری و فروشنده است؟  پرسش های شما باید به صورتی باشد که در مورد کسب و کار مشتری اطلاعات کسب کنید که بهترین راه این است که بتوانید خواسته های مشتری را درست شناسایی بکنید و محصول و خدمات تان را متناسب با خواسته های مشتری ارائه کنید و ایجاد ارزش کنید به جای این که به قیمت اهمیت دهید.

* رقبای شما چه کسانی هستند؟

ششمین سوال از 6 سؤال اشتباه فروشندگان این است که از مشتری بپرسید رقبای شما چه کسانی هستند؟ قبل از این که با متقاضی مشتری وارد مذاکره شوید باید در مورد بزرگ ترین رقبایشان تحقیق کنید. مطرح کردن این سوال نشان می دهد که شما اساسا نه مشتری را کاملا می شناسید و نه می دانید که وضعیت شان در بازار چگونه است و رقبایشان در بازار چه کسانی هستند. پس سعی کنید این حس را به مشتری انتقال دهید که به صنعت مورد نظر یا زمینه فعالیت شما کاملا تسلط دارم و آشنا هستم و اطلاع دارم که در بازار با چه مشکلاتی سر و کار دارید و دقیقا رقبای شما چه کسانی هستند تا بتوانید یک تصمیم حرفه ای برای مشتری خود ارائه کنید. امیدواریم مطالبی برایتان ارائه کردیم مورد توجه تان قرار گرفته و برایتان مفید باشد.